half-baked

[ایالات متحده]/ˌhɑːfˈbeɪkt/
[بریتانیا]/ˌhæfˈbeɪkt/

ترجمه

adj. به‌طور کامل بررسی نشده یا توسعه‌نیافته؛ غیر دانشمندانه (unwise)

عبارات و ترکیب‌ها

half-baked idea

ایده ناقص

a half-baked plan

یک طرح ناقص

half-baked attempt

تلاش ناقص

sounded half-baked

ناقص به نظر می‌رسید

half-baked scheme

طرح ناقص

half-baked solution

راه حل ناقص

being half-baked

در حال ناقص بودن

half-baked proposal

پیشنهاد ناقص

totally half-baked

کاملاً ناقص

half-baked product

محصول ناقص

جملات نمونه

the project was half-baked and ultimately failed to meet expectations.

این پروژه ناقص و در نهایت نتوانست انتظارات را برآورده کند.

his half-baked attempt at cooking resulted in a burnt dinner.

تلاش نیمه‌تمام او برای پخت و پز منجر به یک شام سوخته شد.

she had a half-baked idea for a new business venture.

او ایده ای ناقص برای یک طرح تجاری جدید داشت.

the politician's half-baked plan lacked any real substance.

طرح ناقص سیاستمدار فاقد هرگونه عمق واقعی بود.

it was a half-baked solution to a complex problem.

این یک راه حل ناقص برای یک مشکل پیچیده بود.

don't start a half-baked project you can't finish.

یک پروژه ناقص را که نمی توانید به پایان برسانید شروع نکنید.

the cake was half-baked in the middle.

کیک در وسط نیم‌پز بود.

his half-baked understanding of the topic led to confusion.

درک ناقص او از موضوع منجر به سردرگمی شد.

the proposal was half-baked and needed significant revisions.

پیشنهاد ناقص بود و نیاز به بازبینی های قابل توجهی داشت.

we abandoned the half-baked website after realizing its flaws.

ما وب سایت ناقص را پس از متوجه شدن عیوب آن رها کردیم.

the half-baked software was riddled with bugs.

نرم افزار ناقص پر از اشکال بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید