handily

[ایالات متحده]/'hændɪlɪ/
[بریتانیا]/'hændɪli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به راحتی

عبارات و ترکیب‌ها

win handily

برد آسان

جملات نمونه

She handily won the race.

او به راحتی مسابقه را برد.

He handily solved the math problem.

او به راحتی مسئله ریاضی را حل کرد.

The team handily defeated their opponents.

تیم به راحتی حریفان خود را شکست داد.

She handily completed the project ahead of schedule.

او پروژه را زودتر از موعد و به راحتی به اتمام رساند.

He handily fixed the broken machine.

او ماشین شکسته را به راحتی تعمیر کرد.

The company handily surpassed its sales target.

شرکت به راحتی از هدف فروش خود فراتر رفت.

She handily aced the exam.

او به راحتی در امتحان نمره عالی گرفت.

He handily outsmarted his opponents in the chess match.

او حریفان خود را در مسابقه شطرنج به راحتی فریب داد.

The chef handily whipped up a delicious meal.

سرآشپز به راحتی یک غذای خوشمزه درست کرد.

She handily completed the marathon in record time.

او ماراتن را در زمان رکورد و به راحتی به اتمام رساند.

نمونه‌های واقعی

But you can beat those odds handily with what you now know.

اما شما می‌توانید با آنچه اکنون می‌دانید، به راحتی این احتمالات را شکست دهید.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

And in that respect, Delivery Hero qualifies handily.

و در این رابطه، Delivery Hero به راحتی واجد شرایط است.

منبع: The Economist (Summary)

Handily, the pandemic did mean that no foreign election observers could get into the country.

به راحتی، همه‌گیری به این معنا بود که ناظران انتخابات خارجی نمی‌توانستند وارد کشور شوند.

منبع: The Economist (Summary)

The Greens won the mayor's office in a number of big cities; the Socialists handily hung on to Paris.

گرین‌ها کرسی شهردار را در تعدادی از شهرهای بزرگ به دست آوردند؛ سوسیالیست‌ها به راحتی پاریس را حفظ کردند.

منبع: The Economist (Summary)

Its pre-tax profit is expected handily to exceed $30bn.

پیش‌بینی می‌شود سود قبل از مالیات آن به راحتی از 30 میلیارد دلار فراتر رود.

منبع: Economist Business

Donald Trump won handily here over Cruz, more than 2-1 in the vote.

دونالد ترامپ در اینجا به راحتی بر کروز پیروز شد، بیش از 2 به 1 در رای.

منبع: CNN 10 Student English Comprehensive Listening Collection May 2016

Bajaj, another conglomerate, says small-town and rural sales have risen handily in recent years, to a quarter of its home-appliances business.

بجاچ، یک شرکت بزرگ دیگر، می‌گوید که فروش در مناطق کوچک و روستایی در سال‌های اخیر به طور قابل توجهی افزایش یافته است، تا یک چهارم تجارت لوازم خانگی آن.

منبع: The Economist (Summary)

Handily, everything from snoods and gloves to snow suits and boots were provided, meaning we had travelled surprisingly light.

به راحتی، همه چیز از کلاه گردن و دستکش گرفته تا لباس‌های اسکی و چکمه‌ها در اختیار ما قرار گرفت، به این معنی که ما به طور غیرمنتظره‌ای سبک سفر کرده بودیم.

منبع: Selected English short passages

By making children as cute as possible, it handily ensured that we living creatures would protect our young.

با اینکه کودکان را تا حد امکان دوست‌داشتنی می‌کرد، به طور مناسب اطمینان حاصل کرد که موجودات زنده از فرزندان خود محافظت خواهند کرد.

منبع: Ando and Shimamura Vol. 5

This seething and unwieldy family decides to take a trip to an old cabin in the Sierras, which handily brings the drama to a boil.

این خانواده خشمگین و غیرقابل کنترل تصمیم می‌گیرد به یک سفر به یک کلبه قدیمی در سیرراس برود که به طور مناسب باعث رسیدن درام به نقطه جوش می‌شود.

منبع: The Economist - Arts

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید