hanging

[ایالات متحده]/ˈhæŋɪŋ/
[بریتانیا]/ˈhæŋɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اعدام به وسیله تعلیق؛ یک تکه پارچه یا ماده که به عنوان پرده یا تزئین آویزان است
adj. معلق
v. معلق کردن
Word Forms
جمعhangings
صفت یا فعل حال استمراریhanging

عبارات و ترکیب‌ها

hanging clothes

آویزان کردن لباس‌ها

hanging plant

گیاه آویز

hanging light fixture

چراغ آویز

hanging out

دورهم بودن

hanging around

گشت و گذار کردن

hanging wall

دیوار آویزان

wall hanging

آویز دیواری

hanging basket

سبد آویزان

hanging up

آویزان کردن

hanging garden

باغ آویز

hanging ring

حلقه آویز

hanging bridge

پل معلق

hanging lamp

چراغ آویز

hanging bracket

براکت آویزان

جملات نمونه

There is rain hanging about.

باران در هوا معلق است.

hangings on the wall

آویزان شدن روی دیوار

the threat hanging over us.

تهدیدی که بر سر ما آویزان است.

hanging out with a former boyfriend.

همراه بودن با دوست پسر سابق.

it was hanging in the eyes of the ship.

در چشمان کشتی آویزان بود.

hanging palls of smoke.

دودهای معلق.

Her hair was hanging down.

موهایش به پایین آویزان بود.

a banner hanging slack.

یک پرچم که شل آویزان بود.

The clouds are hanging low today.

امروز ابرها پایین آویزان هستند.

Tom is hanging about in the street.

تام در خیابان به این‌جا و آن‌جا می‌رود.

The pendant was hanging by a thin gold chain.

آویز به زنجیر طلایی نازکی آویزان بود.

The dog's tongue was hanging out.

زبانه سگ از دهان آویزان بود.

a file folder; a hanging folder.

یک پوشه فایل؛ یک پوشه آویزان

hanging space below a top storage shelf.

فضای آویزان زیر یک قفسه نگهداری بالایی.

spent the evening just hanging out.

عصر را فقط آویزان گذراند.

your dressing gown's hanging up behind the door.

عبای شما پشت در آویخته است.

نمونه‌های واقعی

His marriage is hanging from a thread.

ازدواج او به یک نخ آویزان است.

منبع: Rick and Morty Season 1 (Bilingual)

Thankful to be hanging out with you.

متشکرم که با شما وقت می گذرانم.

منبع: CNN 10 Student English November 2022 Compilation

And it's not when I am hanging up my washing.

و منظورم این نیست که من دارم لباس هایم را خشک می کنم.

منبع: BBC Authentic English

When the union itself was literally hanging in the balance.

وقتی که خود اتحاد به طور واقعی در خطر بود.

منبع: 21 Days of Intensive Listening to Famous Speeches

How long have they been hanging out?

چه مدت است که آنها با هم وقت گذرانده اند؟

منبع: Billions Season 1

B.Many hats are hanging on the rack.

ب. کلاه های زیادی روی رگال آویزان هستند.

منبع: TOEIC Listening Practice Test Bank

The act caught on quick, but that Scottish musk still hanging in the air.

عمل به سرعت رواج یافت، اما عطر اسکاتلندی هنوز در هوا آویزان بود.

منبع: Listening Digest

To the chandelier of your fate hanging by a thread.

به لوستر سرنوشت شما که به یک نخ آویزان است.

منبع: Here is a poem.

It's the classic young love phenomenon — constantly hanging out together.

این پدیده عشق جوانی کلاسیک است - دائماً با هم وقت گذراندن.

منبع: Popular Science Essays

I am pumped to be hanging out with you this week.

من برای گذراندن وقت با شما در این هفته هیجان زده ام.

منبع: CNN 10 Student English September 2022 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید