hankering

[ایالات متحده]/ˈhæŋkərɪŋ/
[بریتانیا]/ˈhæŋkərɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک تمایل یا اشتیاق قوی
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریhankering
جمعhankerings

عبارات و ترکیب‌ها

strong hankering

اشتیاق شدید

persistent hankering

اشتیاق مداوم

deep hankering

اشتیاق عمیق

جملات نمونه

She’s always hankering after excitement.

او همیشه به دنبال هیجان است.

a hankering for adventure

اشتیاق به ماجراجویی

always had a hankering for spicy food

همیشه هوس غذای تند داشت.

a hankering for chocolate

هوس شکلات

developed a hankering for traveling

سفر کردن را دوست داشت.

a hankering for something sweet

هوس چیز شیرین

ignored her hankering for a new phone

هوس داشتن گوشی جدید را نادیده گرفت.

a hankering for success

اشتیاق به موفقیت

a hankering for change

اشتیاق به تغییر

suddenly felt a hankering for ice cream

ناگهان هوس بستنی کرد.

a hankering for knowledge

اشتیاق به دانش

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید