safe harbors
پناهگاههای امن
harbors doubts
احتمالات را در خود جای می دهد
harbors resentment
خشم را در خود جای می دهد
harbors feelings
احساسات را در خود جای می دهد
harbors fears
ترس ها را در خود جای می دهد
harbors ambitions
جاه طلبی ها را در خود جای می دهد
harbors hope
امید را در خود جای می دهد
harbors secrets
رازها را در خود جای می دهد
harbors dreams
رویاها را در خود جای می دهد
harbors plans
برنامه ها را در خود جای می دهد
she harbors a deep love for music.
او عشق عمیقی به موسیقی دارد.
the city harbors many secrets.
شهر رازهای زیادی را در خود جای داده است.
he harbors doubts about the project.
او تردیدهایی در مورد پروژه دارد.
they harbors a sense of nostalgia.
آنها حسی از نوستالژی دارند.
the organization harbors a commitment to sustainability.
سازمان متعهد به پایداری است.
she harbors ambitions of becoming a doctor.
او جاه طلبی برای تبدیل شدن به پزشک دارد.
the island harbors diverse wildlife.
جزیره حیات وحش متنوعی را در خود جای داده است.
he harbors resentment towards his former boss.
او نسبت به رئیس سابقش کینه دارد.
the community harbors a spirit of cooperation.
جامعه روح همکاری را در خود جای داده است.
she harbors hopes of traveling the world.
او امیدی به سفر در سراسر جهان دارد.
safe harbors
پناهگاههای امن
harbors doubts
احتمالات را در خود جای می دهد
harbors resentment
خشم را در خود جای می دهد
harbors feelings
احساسات را در خود جای می دهد
harbors fears
ترس ها را در خود جای می دهد
harbors ambitions
جاه طلبی ها را در خود جای می دهد
harbors hope
امید را در خود جای می دهد
harbors secrets
رازها را در خود جای می دهد
harbors dreams
رویاها را در خود جای می دهد
harbors plans
برنامه ها را در خود جای می دهد
she harbors a deep love for music.
او عشق عمیقی به موسیقی دارد.
the city harbors many secrets.
شهر رازهای زیادی را در خود جای داده است.
he harbors doubts about the project.
او تردیدهایی در مورد پروژه دارد.
they harbors a sense of nostalgia.
آنها حسی از نوستالژی دارند.
the organization harbors a commitment to sustainability.
سازمان متعهد به پایداری است.
she harbors ambitions of becoming a doctor.
او جاه طلبی برای تبدیل شدن به پزشک دارد.
the island harbors diverse wildlife.
جزیره حیات وحش متنوعی را در خود جای داده است.
he harbors resentment towards his former boss.
او نسبت به رئیس سابقش کینه دارد.
the community harbors a spirit of cooperation.
جامعه روح همکاری را در خود جای داده است.
she harbors hopes of traveling the world.
او امیدی به سفر در سراسر جهان دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید