harbors

[ایالات متحده]/ˈhɑːbə(r)z/
[بریتانیا]/ˈhɑːrbərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع "پناهگاه دریایی"; مکانی در سواحل که کشتی‌ها می‌توانند پناه بگیرند

عبارات و ترکیب‌ها

safe harbors

پناهگاه‌های امن

harbors doubts

احتمالات را در خود جای می دهد

harbors resentment

خشم را در خود جای می دهد

harbors feelings

احساسات را در خود جای می دهد

harbors fears

ترس ها را در خود جای می دهد

harbors ambitions

جاه طلبی ها را در خود جای می دهد

harbors hope

امید را در خود جای می دهد

harbors secrets

رازها را در خود جای می دهد

harbors dreams

رویاها را در خود جای می دهد

harbors plans

برنامه ها را در خود جای می دهد

جملات نمونه

she harbors a deep love for music.

او عشق عمیقی به موسیقی دارد.

the city harbors many secrets.

شهر رازهای زیادی را در خود جای داده است.

he harbors doubts about the project.

او تردیدهایی در مورد پروژه دارد.

they harbors a sense of nostalgia.

آنها حسی از نوستالژی دارند.

the organization harbors a commitment to sustainability.

سازمان متعهد به پایداری است.

she harbors ambitions of becoming a doctor.

او جاه طلبی برای تبدیل شدن به پزشک دارد.

the island harbors diverse wildlife.

جزیره حیات وحش متنوعی را در خود جای داده است.

he harbors resentment towards his former boss.

او نسبت به رئیس سابقش کینه دارد.

the community harbors a spirit of cooperation.

جامعه روح همکاری را در خود جای داده است.

she harbors hopes of traveling the world.

او امیدی به سفر در سراسر جهان دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید