harden

[ایالات متحده]/ˈhɑːdn/
[بریتانیا]/ˈhɑːrdn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. محکم یا سفت شدن; قوی شدن
vt. چیزی را محکم یا سفت کردن; کسی را قوی کردن
Word Forms
زمان گذشتهhardened
شکل سوم شخص مفردhardens
قسمت سوم فعلhardened
صفت یا فعل حال استمراریhardening
جمعhardens

عبارات و ترکیب‌ها

harden steel

سخت کردن فولاد

جملات نمونه

a hardened lava flow.

جریان گدازه سخت‌شده

a case-hardened steel anvil.

چرخ دستی فولادی سخت‌شده سطحی

the snow hardened and compacted.

برف سخت و متراکم شد.

troops who had been seasoned in combat.See Synonyms at harden

نیروی که در نبرد تجربه کسب کرده بود. برای یافتن مترادف‌ها به سخت کردن مراجعه کنید

was hardened to life on the frontier;

برای زندگی در مرز سخت شده بود;

the silos are hardened against air attack.

سیلوها در برابر حملات هوایی محافظت شده اند.

The earth hardens under the hot sun.

زمین در زیر نور خورشید داغ سخت می‌شود.

You may leave the jelly in a cool place to harden it.

شما می توانید ژله را در یک جای خنک قرار دهید تا آن را سفت کنید.

I hardened my heart against him.

من قلبم را در برابر او سخت کردم.

He is becoming hardened to failure.

او در حال سخت شدن در برابر شکست است.

نمونه‌های واقعی

It will take days for the new shell to harden.

سرمایه گذاری روی پوسته‌ی جدید ممکن است چند روز طول بکشد.

منبع: The mysteries of the Earth

He says Ring and other technologies like it can harden racial barriers.

او می‌گوید Ring و سایر فناوری‌هایی مانند آن می‌توانند موانع نژادی را تشدید کنند.

منبع: VOA Special July 2019 Collection

As the death toll amounts, so seemed that resolve by the protesters hardened.

همانطور که آمار تلفات افزایش می‌یابد، به نظر می‌رسد که اراده‌ی اعتراض‌کنندگان سخت‌تر شده است.

منبع: BBC Listening March 2021 Collection

The spoon drops and cools off to harden.

قاشق می‌افتد و سرد می‌شود تا سخت شود.

منبع: Learn English through advertisements.

Hal's theory, which he practised on others, was that one must get hardened.

تئوری هال که آن را روی دیگران امتحان می‌کرد این بود که یک فرد باید سخت شود.

منبع: The Call of the Wild

Both extreme cold and extreme heat will ruin clay statues before they can harden.

هم سرما و هم گرماي شدید قبل از اینکه بتوانند سخت شوند، مجسمه‌های گلی را خراب می‌کنند.

منبع: National Geographic: The Terracotta Army of China

It's basically the same as nail polish, but it hasn't fully hardened yet.

تقریباً مثل لاک ناخن است، اما هنوز به طور کامل سخت نشده است.

منبع: Connection Magazine

You know it looks to me like some sort of cake hardened with the years.

به نظر من مثل نوعی کیک است که در طول سال‌ها سخت شده است.

منبع: Modern University English Intensive Reading (2nd Edition) Volume 2

Fibrosis causes hardening of the affected area, which is commonly in the limbs.

فیبروز باعث سخت شدن ناحیه آسیب‌دیده می‌شود که معمولاً در اندام‌ها است.

منبع: Osmosis - Cardiovascular

Also, fibrosis starts to develop, and the limbs harden and increase in size.

همچنین، فیبروز شروع به ایجاد می‌کند و اندام‌ها سخت و بزرگتر می‌شوند.

منبع: Osmosis - Cardiovascular

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید