hardens

[ایالات متحده]/ˈhɑː.dənz/
[بریتانیا]/ˈhɑːr.dənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. سخت کردن یا سخت شدن; تقویت یا جامد کردن; گذراندن روند سخت شدن; قوی یا مقاوم شدن

عبارات و ترکیب‌ها

hardens over time

در طول زمان سخت می‌شود

hardens the heart

دل را سخت می‌کند

hardens the resolve

اراده را سخت می‌کند

hardens the surface

سطح را سخت می‌کند

hardens into stone

به سنگ تبدیل می‌شود

hardens with age

با افزایش سن سخت می‌شود

hardens the attitude

نگاه را سخت می‌کند

hardens the skin

پوست را سخت می‌کند

hardens the mind

ذهن را سخت می‌کند

hardens the muscles

عضلات را سخت می‌کند

جملات نمونه

the clay hardens when exposed to air.

گِل در اثر قرار گرفتن در هوا سفت می‌شود.

her resolve hardens after each setback.

اراده‌اش پس از هر شکست قوی‌تر می‌شود.

the concrete hardens overnight.

بتن در طول شب سفت می‌شود.

as the temperature drops, the wax hardens.

با کاهش دما، موم سفت می‌شود.

his attitude hardens when faced with criticism.

با مواجهه با انتقاد، نگرش او سفت می‌شود.

the paint hardens as it dries.

رنگ با خشک شدن سفت می‌شود.

over time, the jelly hardens in the fridge.

با گذشت زمان، ژله در یخچال سفت می‌شود.

the metal hardens when it is cooled rapidly.

فلز با سرد شدن سریع سفت می‌شود.

his heart hardens after years of disappointment.

قلب او پس از سال‌ها ناامیدی سفت می‌شود.

the mixture hardens into a solid form.

مخلوط به یک شکل جامد سفت می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید