stiffens

[ایالات متحده]/ˈstɪfənz/
[بریتانیا]/ˈstɪfənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. (به) سخت شدن، (به) قوی کردن

عبارات و ترکیب‌ها

stiffens resolve

سخت شدن اراده

stiffens muscles

سفت شدن عضلات

stiffens posture

سخت شدن حالت بدنی

stiffens fabric

سفت شدن پارچه

stiffens air

سخت شدن هوا

stiffens attitude

سخت شدن نگرش

stiffens joints

سفت شدن مفاصل

stiffens competition

سخت شدن رقابت

stiffens emotions

سخت شدن احساسات

جملات نمونه

as the temperature drops, the material stiffens.

با کاهش دما، ماده سفت می‌شود.

his resolve stiffens when faced with challenges.

وقتی با چالش‌ها روبرو می‌شود، اراده‌اش سفت می‌شود.

the muscles stiffen after intense exercise.

بعد از ورزش شدید، عضلات سفت می‌شوند.

her voice stiffens as she tries to remain calm.

همانطور که سعی می‌کند آرام بماند، صدای او سفت می‌شود.

the paint stiffens as it dries.

همانطور که خشک می‌شود، رنگ سفت می‌شود.

his body stiffens in fear at the sudden noise.

با صدای ناگهانی، بدن او از ترس سفت می‌شود.

when the glue stiffens, it creates a strong bond.

وقتی چسب سفت می‌شود، یک پیوند قوی ایجاد می‌کند.

she feels her posture stiffens when she is nervous.

وقتی عصبی است، احساس می‌کند که حالت بدنش سفت می‌شود.

the fabric stiffens after multiple washes.

پس از شستشوی متعدد، پارچه سفت می‌شود.

the air stiffens with tension before the announcement.

قبل از اعلام، هوا با تنش سفت می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید