harried

[ایالات متحده]/ˈhæriːd/
[بریتانیا]/ˈhɛrid/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. آزار دیده یا عذاب کشیده

عبارات و ترکیب‌ها

harried mother

مادر مضطرب

harried worker

کارمند مضطرب

harried schedule

برنامه شلوغ و پرفشار

harried life

زندگی پرمشکل

harried student

دانشجوی مضطرب

harried parents

والدین مضطرب

harried days

روزهای پرفشار

harried atmosphere

فضای مضطرب

harried pace

ریتم پرفشار

harried moments

لحظات پرفشار

جملات نمونه

after a harried day at work, she needed some time to relax.

بعد از یک روز طاقت‌فرسا در محل کار، او به کمی استراحت نیاز داشت.

the harried mother juggled her kids' activities and her job.

مادر مضطرب، فعالیت‌های کودکان و شغل خود را مدیریت می‌کرد.

he felt harried by the constant deadlines at the office.

او به دلیل مهلت‌های دائم در دفتر احساس فشار می‌کرد.

she gave a harried laugh as she rushed to catch the bus.

او در حالی که برای گرفتن اتوبوس عجله می‌کرد، خنده‌ای مضطربانه زد.

in the harried moments before the meeting, he reviewed his notes.

در لحظات طاقت‌فرسا قبل از جلسه، او یادداشت‌های خود را مرور کرد.

the harried students struggled to finish their assignments on time.

دانشجویان مضطرب برای انجام تکالیف خود به موقع تلاش کردند.

she felt harried by the endless chores at home.

او به دلیل کارهای بی‌پایان در خانه احساس فشار می‌کرد.

the harried traveler missed his flight due to traffic.

مسافر مضطرب به دلیل ترافیک پرواز خود را از دست داد.

he looked harried after dealing with customer complaints all day.

او بعد از رسیدگی به شکایات مشتریان در طول روز، مضطرب به نظر می‌رسید.

the harried chef managed to serve dinner on time despite the chaos.

سرآشپز مضطرب با وجود هرج و مرج توانست شام را به موقع سرو کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید