| جمع | has-beens |
was a has-been
یک ستاره گذشته بود
has-been star
ستاره گذشته
become a has-been
به یک ستاره گذشته تبدیل شد
has-been athlete
ورزشکار گذشته
a has-been band
یک گروه گذشته
considered a has-been
به عنوان یک ستاره گذشته در نظر گرفته شد
has-been actor
بازیگر گذشته
the has-been years
سالهای گذشته
pure has-been
کاملاً گذشته
the band was a huge success in the 80s, but now it's a has-been.
این گروه در دهه ۸۰ بسیار موفق بود، اما اکنون یک افسانه گذشته شده است.
he's a has-been actor trying to make a comeback with reality tv.
او یک بازیگر افسانه گذشته است که سعی میکند با تلویزیون واقعیتی دوباره موفق شود.
she dismissed the politician as a has-been with no real power.
او سیاستمدار را یک افسانه گذشته بدون قدرت واقعی تلقی کرد.
the once-popular restaurant is now a has-been, struggling to stay open.
این رستوران که یک زمان محبوب بود، اکنون یک افسانه گذشته شده است و در حال مقاومت برای باقی ماندن باز است.
don't listen to him; he's a has-been spouting outdated ideas.
به او گوش نده؛ او یک افسانه گذشته است که ایدههای قدیمی را میگوید.
the company's product line has become a has-been in the face of new technology.
خط تولید شرکت به دلیل فناوریهای جدید به یک افسانه گذشته تبدیل شده است.
he considers himself a has-been, despite still having a decent following.
او خود را یک افسانه گذشته میداند، با اینکه هنوز دنبال کنندگان مناسبی دارد.
she warned him not to become a has-been in the competitive market.
او به او هشدار داد که در بازار رقابتی به یک افسانه گذشته تبدیل نشود.
the style of music was popular for a while, but now it's a complete has-been.
این سبک موسیقی یک زمان محبوب بود، اما اکنون به کامل افسانه گذشته تبدیل شده است.
he's clinging to the past, refusing to admit he's a has-been.
او به گذشته چسبیده است و اعتراف میکند که یک افسانه گذشته است.
the once-leading software is now a has-been compared to newer alternatives.
این نرمافزار که یک زمان رهبر بود، اکنون نسبت به جایگزینهای جدید به یک افسانه گذشته تبدیل شده است.
was a has-been
یک ستاره گذشته بود
has-been star
ستاره گذشته
become a has-been
به یک ستاره گذشته تبدیل شد
has-been athlete
ورزشکار گذشته
a has-been band
یک گروه گذشته
considered a has-been
به عنوان یک ستاره گذشته در نظر گرفته شد
has-been actor
بازیگر گذشته
the has-been years
سالهای گذشته
pure has-been
کاملاً گذشته
the band was a huge success in the 80s, but now it's a has-been.
این گروه در دهه ۸۰ بسیار موفق بود، اما اکنون یک افسانه گذشته شده است.
he's a has-been actor trying to make a comeback with reality tv.
او یک بازیگر افسانه گذشته است که سعی میکند با تلویزیون واقعیتی دوباره موفق شود.
she dismissed the politician as a has-been with no real power.
او سیاستمدار را یک افسانه گذشته بدون قدرت واقعی تلقی کرد.
the once-popular restaurant is now a has-been, struggling to stay open.
این رستوران که یک زمان محبوب بود، اکنون یک افسانه گذشته شده است و در حال مقاومت برای باقی ماندن باز است.
don't listen to him; he's a has-been spouting outdated ideas.
به او گوش نده؛ او یک افسانه گذشته است که ایدههای قدیمی را میگوید.
the company's product line has become a has-been in the face of new technology.
خط تولید شرکت به دلیل فناوریهای جدید به یک افسانه گذشته تبدیل شده است.
he considers himself a has-been, despite still having a decent following.
او خود را یک افسانه گذشته میداند، با اینکه هنوز دنبال کنندگان مناسبی دارد.
she warned him not to become a has-been in the competitive market.
او به او هشدار داد که در بازار رقابتی به یک افسانه گذشته تبدیل نشود.
the style of music was popular for a while, but now it's a complete has-been.
این سبک موسیقی یک زمان محبوب بود، اما اکنون به کامل افسانه گذشته تبدیل شده است.
he's clinging to the past, refusing to admit he's a has-been.
او به گذشته چسبیده است و اعتراف میکند که یک افسانه گذشته است.
the once-leading software is now a has-been compared to newer alternatives.
این نرمافزار که یک زمان رهبر بود، اکنون نسبت به جایگزینهای جدید به یک افسانه گذشته تبدیل شده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید