hassock

[ایالات متحده]/'hæsək/
[بریتانیا]/'hæsək/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک بالشتک ضخیم که به عنوان زیرپایی یا برای زانو زدن استفاده می‌شود؛ یک بالشتک که برای نشستن استفاده می‌شود.
Word Forms
جمعhassocks

جملات نمونه

She placed her feet on the hassock while reading a book.

او پای خود را روی هاستوک قرار داد در حالی که کتاب می خواند.

The hassock in the living room is used as extra seating when guests come over.

هاستوک در اتاق نشیمن به عنوان صندلی اضافی زمانی که مهمانان می آیند استفاده می شود.

I like to prop my feet up on the hassock after a long day at work.

من دوست دارم بعد از یک روز طولانی کار، پای خود را روی هاستوک قرار دهم.

The hassock doubles as a storage space for blankets and pillows.

هاستوک به عنوان یک فضای ذخیره سازی برای پتوها و بالش ها نیز عمل می کند.

The cat loves to nap on the hassock by the window.

گربه دوست دارد کنار پنجره روی هاستوک چرت بزند.

I bought a new hassock to match the color scheme of my bedroom.

من یک هاستوک جدید خریدم تا با طرح رنگ اتاق خواب من مطابقت داشته باشد.

The hassock is a versatile piece of furniture that can be used for sitting or as a footrest.

هاستوک یک قطعه مبلمان چند منظوره است که می تواند برای نشستن یا به عنوان یک پایه پا استفاده شود.

She reupholstered the old hassock to give it a fresh new look.

او هاستوک قدیمی را دوباره پارچه کشی کرد تا به آن ظاهری نو و تازه بدهد.

The hassock adds a cozy touch to the reading nook in the corner of the room.

هاستوک یک حس دنج به گوشه مطالعه اتاق می بخشد.

He uses the hassock as a makeshift table to hold his snacks while watching TV.

او از هاستوک به عنوان یک میز موقت برای نگه داشتن میان وعده هایش در حین تماشای تلویزیون استفاده می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید