pouf

[ایالات متحده]/puːf/
[بریتانیا]/puːf/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک بالش یا نشیمنگاه پد دار؛ یک بالش گرد ضخیم یا صندلی با یک بالش گرد ضخیم
Word Forms
جمعpoufs

عبارات و ترکیب‌ها

pouf chair

صندلی پوف

pouf ottoman

پوف عثمانی

pouf cushion

بالش پوف

pouf seat

نشیمن پوف

pouf pouffe

پوف پوفه

pouf stool

استول پوف

pouf bed

تخت پوف

pouf table

میز پوف

pouf storage

فضای ذخیره سازی پوف

pouf decor

دکوراسیون پوف

جملات نمونه

the pouf adds a pop of color to the living room.

پوف رنگی زنده به اتاق نشیمن اضافه می‌کند.

she used a pouf as a footrest while reading.

او از یک پوف به عنوان یک پایه پا در هنگام مطالعه استفاده کرد.

we chose a pouf that matches the sofa.

ما یک پوفی را انتخاب کردیم که با مبل مطابقت داشته باشد.

the pouf is perfect for extra seating during parties.

پوف برای نشستن اضافی در مهمانی ها عالی است.

her pouf is both stylish and functional.

پوف او هم شیک و هم کاربردی است.

he placed a pouf in the corner of the room.

او یک پوف را در گوشه اتاق قرار داد.

you can use a pouf for storage as well.

همچنین می‌توانید از یک پوف برای نگهداری استفاده کنید.

she loves to sit on the pouf while watching tv.

او عاشق نشستن روی پوف در حین تماشای تلویزیون است.

the pouf is made from soft, durable fabric.

پوف از پارچه نرم و بادوام ساخته شده است.

adding a pouf can enhance the room's decor.

افزودن یک پوف می‌تواند دکوراسیون اتاق را ارتقا دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید