haunted

[ایالات متحده]/'hɔːntɪd/
[بریتانیا]/'hɔntɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بازدید شده توسط ارواح؛ مختل
v. به طور مکرر بازدید کردن؛ باعث نگرانی شدن
Word Forms
زمان گذشتهhaunted
قسمت سوم فعلhaunted

عبارات و ترکیب‌ها

haunted house

خانه تسخیر شده

feeling haunted

احساس تسخیر شده بودن

جملات نمونه

This is a haunted house.

این یک خانه تسخیر شده است.

haunted the movie theaters.

سینماها را تسخیر کرد.

the sight haunted me for years.

این منظره سال‌ها من را آزار داد.

a reputedly haunted room in the castle.

یک اتاق مشکوک به تسخیر شده در قلعه.

He was a Vietnam veteran with a haunted mien.

او یک جانباز ویتنامی با چهره‌ای آشفته بود.

a riddle that haunted me all morning.

یک معمایی که تمام صبح مرا آزار داد.

the building is haunted by the ghost of a monk.

ساختمان توسط روح یک راهب تسخیر شده است.

cities haunted by the shadow of cholera.

شهرهایی که در سایه وبا آزار داده می‌شدند.

the hollow cheeks, the haunted eyes.

گونه‌های فرورفته، چشمان رها شده.

the work is increasingly haunted by thoughts of mortality.

این کار به طور فزاینده‌ای تحت تأثیر افکار مربوط به مرگ قرار می‌گیرد.

I'm haunted with gloomy thoughts and sad memories.

من با افکار گرفته و خاطرات غمگین آزار داده می‌شوم.

The grafter was constantly haunted by fear of discovery.

گرافت‌کننده دائماً توسط ترس از کشف شدن آزار داده می‌شد.

This bad smell haunted round for hours.

این بوی بد برای ساعت‌ها من را آزار داد.

a Norman castle which is reputedly haunted

یک قلعه نورماندی که به طور مشکوک تسخیر شده است

A wrongdoer is constantly haunted by the fear of discovery.

یک مجرم به طور مداوم توسط ترس از کشف شدن آزار داده می‌شود.

Her haunted imagination gave her no peace.

خيال آشفته او به او اجازه نداد آرامش داشته باشد.

Unfamiliar footsteps may sound creepily in a haunted house.

قدم‌های ناآشنا ممکن است به طرز ترسناکی در یک خانه تسخیر شده شنیده شوند.

Mr Thompson is going to sell it because it is haunted.

آقای تامپسون قصد دارد آن را بفروشد زیرا تسخیر شده است.

I was haunted by his last words to me.

من تحت تأثیر آخرین کلمات او به من قرار گرفتم.

Memories of her childhood haunted her.

خاطرات دوران کودکی او او را آزار می‌داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید