headscarves

[ایالات متحده]/ˈhɛdskɑːvz/
[بریتانیا]/ˈhɛdˌskɑrvz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پوشش‌های سر زنان

عبارات و ترکیب‌ها

wear headscarves

پوشیدن روسری

colorful headscarves

روسری‌های رنگارنگ

traditional headscarves

روسری‌های سنتی

fashionable headscarves

روسری‌های مد روز

silk headscarves

روسری‌های ابریشمی

headscarves styles

مدل‌های روسری

headscarves collection

کلکسیون روسری

headscarves fashion

مد روسری

headscarves trends

ترندهای روسری

headscarves designs

طراحی‌های روسری

جملات نمونه

she wore beautiful headscarves to match her outfits.

او روسری‌های زیبا به تن می‌کرد تا با لباس‌هایش هماهنگ باشد.

headscarves are often worn for cultural reasons.

روسری‌ها اغلب به دلایل فرهنگی پوشیده می‌شوند.

many women choose headscarves for modesty.

بسیاری از زنان به دلیل تواضع روسری انتخاب می‌کنند.

she has a collection of colorful headscarves.

او مجموعه‌ای از روسری‌های رنگارنگ دارد.

headscarves can be styled in various ways.

می‌توان روسری‌ها را به روش‌های مختلف استایل کرد.

during the summer, headscarves provide protection from the sun.

در طول تابستان، روسری‌ها از پوست در برابر نور خورشید محافظت می‌کنند.

she tied her headscarves in a fashionable knot.

او روسری‌هایش را به روشی شیک گره زد.

headscarves are a popular accessory among many cultures.

روسری‌ها یک لوازم جانبی محبوب در میان بسیاری از فرهنگ‌ها هستند.

she learned how to make her own headscarves.

او یاد گرفت که چگونه روسری‌های خودش را بسازد.

wearing headscarves can be a personal statement.

پوشیدن روسری می‌تواند یک اظهار نظر شخصی باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید