injure

[ایالات متحده]/ˈɪndʒə(r)/
[بریتانیا]/ˈɪndʒər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. آسیب یا خسارت.
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریinjuring
زمان گذشتهinjured
قسمت سوم فعلinjured
شکل سوم شخص مفردinjures

جملات نمونه

to injure a man's pride

آسیب رساندن به غرور مرد

injure an arm in a car accident

در تصادف ماشین به بازو آسیب برسانم.

the explosion injured several people.

انفجار باعث مجروح شدن چندین نفر شد.

She was badly injured in an accident.

او در یک تصادف به طرز بدی مجروح شد.

Brown stood in for the injured Simpson.

براون جایگزین سیمپسون مصدوم شد.

the toll of dead and injured mounted.

تعداد کشته‌ها و مجروحان افزایش یافت.

You have an injured look.

شما یک ظاهر آسیب‌دیده دارید.

The injured cat was put away.

گربه مصدوم را کنار گذاشتند.

a motorist who was injured in a spinout.

راننده‌ای که در یک واژگونی مجروح شد.

The injured arm was bound by bandage.

بازو مصدوم با باند بسته شده بود.

The injured dog had to be destroyed.

سگ مصدوم باید از بین می‌رفت.

They took the injured away in an ambulance.

آنها مجروح را با آمبولانس بردند.

The bad publicity has hurt the candidate's chances for victory.See Synonyms at injure

تبلیغات منفی شانس پیروزی نامزد را تحت تأثیر قرار داده است. به مترادف‌ها در injure مراجعه کنید

The injured man is doing nicely in hospital.

مرد مجروح در بیمارستان حال خوبی دارد.

finished the injured horse with a bullet.

اسب مجروح را با گلوله تمام کرد.

a fleet of ambulances took the injured to hospital.

یک ناوگان آمبولانس مجروحان را به بیمارستان منتقل کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید