healer

[ایالات متحده]/'hiːlə/
[بریتانیا]/'hilɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که به درمان می‌پردازد، یک کارشناس هنرهای درمانی، یک دارو برای درمان.
Word Forms
جمعhealers

جملات نمونه

She visited a healer to seek alternative treatment for her chronic pain.

او برای یافتن درمان جایگزین برای درد مزمن خود به یک درمانگر مراجعه کرد.

The healer used herbal remedies to help alleviate the symptoms of the flu.

درمانگر از داروهای گیاهی برای کمک به تسکین علائم آنفولانزا استفاده کرد.

Many people believe in the healing powers of a spiritual healer.

بسیاری از مردم به قدرت شفابخش یک درمانگر معنوی اعتقاد دارند.

The healer gently placed his hands on the patient's head to channel positive energy.

درمانگر به آرامی دست‌های خود را روی سر بیمار قرار داد تا انرژی مثبت را هدایت کند.

The community sought the guidance of a traditional healer to resolve conflicts.

جامعه برای حل اختلافات به دنبال راهنمایی یک درمانگر سنتی بود.

The healer recommended a combination of physical therapy and acupuncture for the injured athlete.

درمانگر ترکیبی از فیزیوتراپی و طب سوزنی را برای ورزشکار آسیب‌دیده توصیه کرد.

She trained under a renowned healer to learn the art of energy healing.

او برای یادگیری هنر درمان انرژی تحت نظر یک درمانگر مشهور آموزش دید.

The healer used crystals and gemstones as part of his healing practice.

درمانگر از کریستال‌ها و سنگ‌های قیمتی به عنوان بخشی از روش درمانی خود استفاده کرد.

The healer emphasized the importance of maintaining a balanced diet for overall well-being.

درمانگر بر اهمیت حفظ یک رژیم غذایی متعادل برای سلامت کلی تأکید کرد.

After the session with the healer, she felt a sense of peace and relaxation.

پس از جلسه با درمانگر، او احساس آرامش و ریلکسیشن کرد.

نمونه‌های واقعی

80% of people here resort to traditional healers.

80 درصد از مردم اینجا به درمانگران سنتی روی می‌آورند.

منبع: BBC Listening March 2016 Compilation

They would ask the healer how to get better.

آنها از درمانگر می‌پرسیدند که چگونه بهتر شوند.

منبع: Global Slow English

Bavumile has been a traditional healer, or a sangoma, for 12 years.

باวมیل 12 سال است که درمانگر سنتی یا سانگوما بوده است.

منبع: VOA Standard February 2013 Collection

That time is no healer: the patient is no longer here.

آن زمان درمانگر نیست: بیمار دیگر اینجا نیست.

منبع: Four Quartets

It will only cause the healer to have HIV.

این فقط باعث می‌شود درمانگر به HIV مبتلا شود.

منبع: Global Slow English

Aren't Shamans supposed to be healers?

آیا شمن‌ها قرار نیست درمانگر باشند؟

منبع: Lost Girl Season 2

He is a guide, a healer and a scorpion charmer.

او یک راهنما، یک درمانگر و یک مهارکننده عقرب است.

منبع: Insect Kingdom Season 2 (Original Soundtrack Version)

We are healers and this is just a place that heals the world.

ما درمانگران هستیم و این فقط مکانی است که جهان را شفا می‌دهد.

منبع: CNN 10 Student English Compilation September 2019

You need healer. - I have you. You're a medicine man.

شما به درمانگر نیاز دارید. - من شما را دارم. شما یک مرد داروسازی هستید.

منبع: Gourmet food, prayer, and love

He has been working as a healer for more than thirty years.

او بیش از سی سال است که به عنوان درمانگر کار می‌کند.

منبع: Global Slow English

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید