hearthstones glow
سنگهای آتشین میدرخشند
gather hearthstones
سنگهای آتشین را جمع کنید
ancient hearthstones
سنگهای آتشین باستانی
warm hearthstones
سنگهای آتشین گرم
polished hearthstones
سنگهای آتشین صیقلخورده
building hearthstones
سنگهای آتشین ساختمانی
carving hearthstones
سنگهای آتشین حکاکیشده
laying hearthstones
سنگهای آتشین چیدهشده
finding hearthstones
پیدا کردن سنگهای آتشین
heavy hearthstones
سنگهای آتشین سنگین
the children gathered around the hearthstones, warming their hands.
بچهها دور سنگهای شومینه جمع شدند و دستانشان را گرم کردند.
she carefully arranged the hearthstones to create a cozy fire pit.
او با دقت سنگهای شومینه را چید تا یک آتشنشانی دنج ایجاد کند.
he collected weathered hearthstones from the riverbed.
او سنگهای فرسوده شومینه را از بستر رودخانه جمعآوری کرد.
the old cottage had a large, imposing hearthstone.
کلبه قدیمی یک سنگ شومینه بزرگ و باشکوه داشت.
they used the hearthstones to build a rustic outdoor fireplace.
آنها از سنگهای شومینه برای ساخت یک شومینه روستیک در فضای باز استفاده کردند.
the hearthstones glowed warmly in the firelight.
سنگهای شومینه در نور آتش گرم میدرخشیدند.
he stacked the hearthstones to form a protective barrier.
او سنگهای شومینه را روی هم چید تا یک مانع محافظ ایجاد کند.
she polished the hearthstones until they shone.
او سنگهای شومینه را تا زمانی که براق شوند، صیقل داد.
the artist incorporated hearthstones into the mosaic design.
هنرمند سنگهای شومینه را در طرح موزاییک گنجاند.
they admired the unique patterns within the hearthstones.
آنها الگوهای منحصر به فرد درون سنگهای شومینه را تحسین کردند.
he carefully removed the hearthstones to repair the chimney.
او با دقت سنگهای شومینه را برای تعمیر دودکش خارج کرد.
hearthstones glow
سنگهای آتشین میدرخشند
gather hearthstones
سنگهای آتشین را جمع کنید
ancient hearthstones
سنگهای آتشین باستانی
warm hearthstones
سنگهای آتشین گرم
polished hearthstones
سنگهای آتشین صیقلخورده
building hearthstones
سنگهای آتشین ساختمانی
carving hearthstones
سنگهای آتشین حکاکیشده
laying hearthstones
سنگهای آتشین چیدهشده
finding hearthstones
پیدا کردن سنگهای آتشین
heavy hearthstones
سنگهای آتشین سنگین
the children gathered around the hearthstones, warming their hands.
بچهها دور سنگهای شومینه جمع شدند و دستانشان را گرم کردند.
she carefully arranged the hearthstones to create a cozy fire pit.
او با دقت سنگهای شومینه را چید تا یک آتشنشانی دنج ایجاد کند.
he collected weathered hearthstones from the riverbed.
او سنگهای فرسوده شومینه را از بستر رودخانه جمعآوری کرد.
the old cottage had a large, imposing hearthstone.
کلبه قدیمی یک سنگ شومینه بزرگ و باشکوه داشت.
they used the hearthstones to build a rustic outdoor fireplace.
آنها از سنگهای شومینه برای ساخت یک شومینه روستیک در فضای باز استفاده کردند.
the hearthstones glowed warmly in the firelight.
سنگهای شومینه در نور آتش گرم میدرخشیدند.
he stacked the hearthstones to form a protective barrier.
او سنگهای شومینه را روی هم چید تا یک مانع محافظ ایجاد کند.
she polished the hearthstones until they shone.
او سنگهای شومینه را تا زمانی که براق شوند، صیقل داد.
the artist incorporated hearthstones into the mosaic design.
هنرمند سنگهای شومینه را در طرح موزاییک گنجاند.
they admired the unique patterns within the hearthstones.
آنها الگوهای منحصر به فرد درون سنگهای شومینه را تحسین کردند.
he carefully removed the hearthstones to repair the chimney.
او با دقت سنگهای شومینه را برای تعمیر دودکش خارج کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید