heralds

[ایالات متحده]/ˈhɛr.əldz/
[بریتانیا]/ˈhɛr.əldz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پیام‌آوران; پیشگامان; نشانه‌ها; ندا دهندگان
v. نشان می‌دهد; اعلام می‌کند (خبر خوب یا مهم)

عبارات و ترکیب‌ها

heralds a change

نوید دهنده تغییر

heralds the future

نوید دهنده آینده

heralds new beginnings

نوید دهنده شروع‌های جدید

heralds great news

نوید دهنده اخبار خوب

heralds springtime

نوید دهنده بهار

heralds a revolution

نوید دهنده یک انقلاب

heralds the end

نوید دهنده پایان

heralds a breakthrough

نوید دهنده یک پیشرفت

heralds a transformation

نوید دهنده یک دگرگونی

جملات نمونه

the arrival of spring heralds new beginnings.

ورود بهار، نویدبخش آغازهای جدید است.

the announcement heralds a major change in policy.

این اعلامیه، نشان‌دهنده تغییرات اساسی در سیاست است.

the festival heralds the start of summer.

جشنواره، آغاز تابستان را نوید می‌دهد.

his promotion heralds a new era for the company.

ارتقای او، نشان‌دهنده یک عصر جدید برای شرکت است.

the new technology heralds a revolution in communication.

فناوری جدید، نشان‌دهنده یک انقلاب در ارتباطات است.

the dark clouds herald a storm.

ابر‌های تیره، نشان‌دهنده یک طوفان هستند.

the discovery of the artifact heralds a breakthrough in archaeology.

کشف این شیء باستانی، نشان‌دهنده یک پیشرفت بزرگ در باستان‌شناسی است.

the new leader heralds hope for the future.

رهبر جدید، نشان‌دهنده امید برای آینده است.

the changes in the law herald a more just society.

تغییرات در قانون، نشان‌دهنده یک جامعه عادلانه‌تر است.

the rising sun heralds a brand new day.

آفتاب طلوع‌کننده، نشان‌دهنده یک روز کاملاً جدید است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید