heralds a change
نوید دهنده تغییر
heralds the future
نوید دهنده آینده
heralds new beginnings
نوید دهنده شروعهای جدید
heralds great news
نوید دهنده اخبار خوب
heralds springtime
نوید دهنده بهار
heralds a revolution
نوید دهنده یک انقلاب
heralds the end
نوید دهنده پایان
heralds a breakthrough
نوید دهنده یک پیشرفت
heralds a transformation
نوید دهنده یک دگرگونی
the arrival of spring heralds new beginnings.
ورود بهار، نویدبخش آغازهای جدید است.
the announcement heralds a major change in policy.
این اعلامیه، نشاندهنده تغییرات اساسی در سیاست است.
the festival heralds the start of summer.
جشنواره، آغاز تابستان را نوید میدهد.
his promotion heralds a new era for the company.
ارتقای او، نشاندهنده یک عصر جدید برای شرکت است.
the new technology heralds a revolution in communication.
فناوری جدید، نشاندهنده یک انقلاب در ارتباطات است.
the dark clouds herald a storm.
ابرهای تیره، نشاندهنده یک طوفان هستند.
the discovery of the artifact heralds a breakthrough in archaeology.
کشف این شیء باستانی، نشاندهنده یک پیشرفت بزرگ در باستانشناسی است.
the new leader heralds hope for the future.
رهبر جدید، نشاندهنده امید برای آینده است.
the changes in the law herald a more just society.
تغییرات در قانون، نشاندهنده یک جامعه عادلانهتر است.
the rising sun heralds a brand new day.
آفتاب طلوعکننده، نشاندهنده یک روز کاملاً جدید است.
heralds a change
نوید دهنده تغییر
heralds the future
نوید دهنده آینده
heralds new beginnings
نوید دهنده شروعهای جدید
heralds great news
نوید دهنده اخبار خوب
heralds springtime
نوید دهنده بهار
heralds a revolution
نوید دهنده یک انقلاب
heralds the end
نوید دهنده پایان
heralds a breakthrough
نوید دهنده یک پیشرفت
heralds a transformation
نوید دهنده یک دگرگونی
the arrival of spring heralds new beginnings.
ورود بهار، نویدبخش آغازهای جدید است.
the announcement heralds a major change in policy.
این اعلامیه، نشاندهنده تغییرات اساسی در سیاست است.
the festival heralds the start of summer.
جشنواره، آغاز تابستان را نوید میدهد.
his promotion heralds a new era for the company.
ارتقای او، نشاندهنده یک عصر جدید برای شرکت است.
the new technology heralds a revolution in communication.
فناوری جدید، نشاندهنده یک انقلاب در ارتباطات است.
the dark clouds herald a storm.
ابرهای تیره، نشاندهنده یک طوفان هستند.
the discovery of the artifact heralds a breakthrough in archaeology.
کشف این شیء باستانی، نشاندهنده یک پیشرفت بزرگ در باستانشناسی است.
the new leader heralds hope for the future.
رهبر جدید، نشاندهنده امید برای آینده است.
the changes in the law herald a more just society.
تغییرات در قانون، نشاندهنده یک جامعه عادلانهتر است.
the rising sun heralds a brand new day.
آفتاب طلوعکننده، نشاندهنده یک روز کاملاً جدید است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید