herbalism

[ایالات متحده]/ˈhɜːbəlɪzəm/
[بریتانیا]/ˈhɜrbəlɪzəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مطالعه یا تمرین استفاده از گیاهان برای مقاصد پزشکی؛ هنر درمان با گیاهان

عبارات و ترکیب‌ها

traditional herbalism

گیاه‌درمانی سنتی

modern herbalism

گیاه‌درمانی مدرن

herbalism practices

روش‌های گیاه‌درمانی

herbalism remedies

داروهای گیاهی

herbalism benefits

فواید گیاه‌درمانی

herbalism studies

مطالعات گیاه‌درمانی

herbalism techniques

تکنیک‌های گیاه‌درمانی

herbalism knowledge

دانش گیاه‌درمانی

herbalism courses

دوره‌های گیاه‌درمانی

herbalism history

تاریخچه گیاه‌درمانی

جملات نمونه

herbalism has been practiced for centuries.

طب گیاهی برای قرن‌ها مورد استفاده قرار گرفته است.

many people turn to herbalism for natural remedies.

بسیاری از مردم برای درمان‌های طبیعی به طب گیاهی روی می‌آورند.

herbalism combines knowledge of plants and healing.

طب گیاهی ترکیبی از دانش گیاهان و درمان است.

she studied herbalism to help her family stay healthy.

او طب گیاهی را مطالعه کرد تا به خانواده‌اش کمک کند سالم بمانند.

herbalism often involves the use of tinctures and teas.

طب گیاهی اغلب شامل استفاده از معجون‌ها و چای‌ها می‌شود.

many cultures have their own traditions of herbalism.

فرهنگ‌های بسیاری سنت‌های خود را در طب گیاهی دارند.

herbalism can be a sustainable way to treat ailments.

طب گیاهی می‌تواند راهی پایدار برای درمان بیماری‌ها باشد.

she believes in the benefits of herbalism for wellness.

او به فواید طب گیاهی برای سلامتی باور دارد.

herbalism requires an understanding of botany.

طب گیاهی نیاز به درک گیاه‌شناسی دارد.

he wrote a book on the principles of herbalism.

او کتابی در مورد اصول طب گیاهی نوشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید