hetero

[ایالات متحده]/ˈhɛt.ə.rəʊ/
[بریتانیا]/ˈhɛt.ə.roʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به دگرجنس‌خواهی
n. فردی که به اعضای جنس مخالف جذب می‌شود
Word Forms
جمعheteros

عبارات و ترکیب‌ها

hetero relationship

رابطه異性گرا

hetero sexual

異性گراي جنسي

hetero norms

هنجارهای異‌نگرا

hetero couple

زوج異‌نگرا

hetero identity

هويت異‌نگرا

hetero dynamics

پويائي異‌نگري

hetero preferences

ترجيحات異‌نگرا

hetero culture

فرهنگ異‌نگري

hetero bias

تعصب異‌نگرا

hetero rights

حقوق異‌نگرا

جملات نمونه

she prefers hetero relationships over same-sex ones.

او ترجیح می‌دهد روابط هترو را نسبت به روابط همجنس‌گرا انتخاب کند.

many people identify as hetero in their sexual orientation.

بسیاری از مردم خود را هترو در گرایش جنسی خود معرفی می‌کنند.

hetero couples often face different societal expectations.

زوج‌های هترو اغلب با انتظارات اجتماعی متفاوت روبرو هستند.

he has a hetero lifestyle that includes dating women.

او یک سبک زندگی هترو دارد که شامل قرار گذاشتن با زنان است.

in the study, most participants identified as hetero.

در این مطالعه، بیشتر شرکت‌کنندگان خود را هترو معرفی کردند.

hetero norms can influence media representations.

هنجارهای هترو می‌توانند بر نحوه ارائه رسانه‌ها تأثیر بگذارند.

she wrote an article about hetero privilege.

او مقاله‌ای در مورد امتیاز هترو نوشت.

understanding hetero dynamics is important in sociology.

درک پویایی‌های هترو در جامعه‌شناسی مهم است.

they organized a workshop on hetero relationships.

آنها یک کارگاه آموزشی در مورد روابط هترو برگزار کردند.

hetero friendships can sometimes lead to romantic feelings.

دوستی‌های هترو گاهی اوقات می‌توانند منجر به احساسات عاشقانه شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید