heterosexual

[ایالات متحده]/het(ə)rə(ʊ)'seksjʊəl/
[بریتانیا]/ˌhɛtərə'sɛkʃuəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به جنس مخالف جذب شده.
Word Forms

جملات نمونه

highly sexed heterosexual males.

مردان همجنس‌گرا با میل جنسی شدید

A critical task of adulthood is establishing one's sexual orientation as heterosexual, gay, lesbian, bisexual, or transgendered.

یکی از وظایف حیاتی بزرگسالی، تعیین گرایش جنسی خود به عنوان هتروسکسوال، همجنس‌گرا، لزبین، دوجنس‌گرا یا تراجنسیتی است.

to come out as heterosexual

همجنس‌گرا بودن خود را آشکار کردن

نمونه‌های واقعی

I'm sorry, just so I'm clear...Are you a heterosexual or aren't you?

متاسفم، فقط برای اینکه مطمئن شوم... آیا شما یک فرد همجنسگرا نیستید؟

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 1

In heterosexual settings it belongs primarily to women.

در محیط‌های همجنس‌گرا، این بیشتر به زنان تعلق دارد.

منبع: The Economist - Arts

I programmed her to be heterosexual, just like you were programmed to be heterosexual.

من او را برنامه‌ریزی کردم تا همجنسگرا باشد، درست مثل شما که برنامه‌ریزی شده بودید تا همجنسگرا باشید.

منبع: Deep Dive into the Movie World (LSOO)

Now they want the same rights as heterosexual couples.

حالا آنها می‌خواهند همان حقوق زوج‌های همجنسگرا را داشته باشند.

منبع: VOA Standard English - Asia

It takes massive willpower in fact for a heterosexual man not to look at bikini-clad women.

در واقع، برای یک مرد همجنسگرا، نیاز به اراده فوق‌العاده‌ای دارد که به زنان با لباس شنا نگاه نکند.

منبع: PragerU Fun Topics

A meta-analysis also found that statistically, homosexual men have more older brothers than heterosexual men.

یک متاآنالیز همچنین نشان داد که از نظر آماری، مردان همجنسگرا بیشتر از مردان همجنسگرا برادر بزرگتر دارند.

منبع: Asap SCIENCE Selection

Again this certainly varies from person to person, and these studies also only focused on heterosexual behaviour.

باز هم، این موضوع قطعاً از شخص به شخص متفاوت است و این مطالعات نیز فقط بر رفتار همجنسگرایانه تمرکز داشتند.

منبع: Asap SCIENCE Selection

Oh, no, uh, we don't live together. I mean, we live together, but in separate, heterosexual bedrooms.

نه، نه، ما با هم زندگی نمی‌کنیم. من منظورم این است که با هم زندگی می‌کنیم، اما در اتاق‌های خواب جداگانه و همجنسگرا.

منبع: The Big Bang Theory Season 1

In 1995, 19% of (heterosexual) people met their partner at work, according to a study by Stanford University.

در سال 1995، 19 درصد از افراد (همجنسگرا) شریک زندگی خود را در محل کار ملاقات کردند، طبق مطالعه دانشگاه استنفورد.

منبع: The Economist (Summary)

France limits assisted reproduction to heterosexual couples who are not able to get pregnant in the usual way.

فرانسه تولید مثل کمک‌شده را به زوج‌های همجنسگرا که قادر به باردار شدن به روش معمول نیستند، محدود می‌کند.

منبع: VOA Special English: World

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید