secret hidings
مخفیسازیهای سری
hidden hidings
مخفیسازیهای پنهان
safe hidings
مخفیسازیهای امن
dark hidings
مخفیسازیهای تاریک
quick hidings
مخفیسازیهای سریع
secretive hidings
مخفیسازیهای محرمانه
temporary hidings
مخفیسازیهای موقت
clever hidings
مخفیسازیهای باهوش
deep hidings
مخفیسازیهای عمیق
there are many hidings in the forest.
در جنگل مکانهای پنهان زیادی وجود دارد.
the children found several hidings during their game.
کودکان در حین بازی مکانهای پنهان متعددی پیدا کردند.
in times of trouble, people seek hidings for safety.
در زمان سختی، مردم برای ایمنی به دنبال مکانهای پنهان میگردند.
the detective discovered the hidings of the stolen goods.
مامور پلیس مکانهای پنهان کالاهای دزدیده شده را کشف کرد.
animals often have their hidings to escape predators.
حیوانات اغلب مکانهای پنهان خود را برای فرار از شکارچیان دارند.
she found comfort in the hidings of her imagination.
او آرامش را در مکانهای پنهان تخیل خود یافت.
hidings can be both physical and emotional.
مکانهای پنهان میتوانند هم فیزیکی و هم عاطفی باشند.
the artist used the concept of hidings in her work.
هنرمند از مفهوم مکانهای پنهان در اثر خود استفاده کرد.
in the game, players must find the best hidings.
در بازی، بازیکنان باید بهترین مکانهای پنهان را پیدا کنند.
his hidings were well-planned to avoid detection.
مکانهای پنهان او به خوبی برنامهریزی شده بود تا از شناسایی جلوگیری شود.
secret hidings
مخفیسازیهای سری
hidden hidings
مخفیسازیهای پنهان
safe hidings
مخفیسازیهای امن
dark hidings
مخفیسازیهای تاریک
quick hidings
مخفیسازیهای سریع
secretive hidings
مخفیسازیهای محرمانه
temporary hidings
مخفیسازیهای موقت
clever hidings
مخفیسازیهای باهوش
deep hidings
مخفیسازیهای عمیق
there are many hidings in the forest.
در جنگل مکانهای پنهان زیادی وجود دارد.
the children found several hidings during their game.
کودکان در حین بازی مکانهای پنهان متعددی پیدا کردند.
in times of trouble, people seek hidings for safety.
در زمان سختی، مردم برای ایمنی به دنبال مکانهای پنهان میگردند.
the detective discovered the hidings of the stolen goods.
مامور پلیس مکانهای پنهان کالاهای دزدیده شده را کشف کرد.
animals often have their hidings to escape predators.
حیوانات اغلب مکانهای پنهان خود را برای فرار از شکارچیان دارند.
she found comfort in the hidings of her imagination.
او آرامش را در مکانهای پنهان تخیل خود یافت.
hidings can be both physical and emotional.
مکانهای پنهان میتوانند هم فیزیکی و هم عاطفی باشند.
the artist used the concept of hidings in her work.
هنرمند از مفهوم مکانهای پنهان در اثر خود استفاده کرد.
in the game, players must find the best hidings.
در بازی، بازیکنان باید بهترین مکانهای پنهان را پیدا کنند.
his hidings were well-planned to avoid detection.
مکانهای پنهان او به خوبی برنامهریزی شده بود تا از شناسایی جلوگیری شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید