high-speed

[ایالات متحده]/ˌhaɪˈspiːd/
[بریتانیا]/ˌhaɪˈspiːd/

ترجمه

adj. در حال کار یا حرکت با سرعت بسیار زیاد

عبارات و ترکیب‌ها

high-speed internet

اینترنت پرسرعت

high-speed rail

قطار سریع‌السیر

high-speed chase

تعقیب با سرعت بالا

high-speed data

داده با سرعت بالا

high-speed connection

اتصال پرسرعت

high-speed train

قطار سریع‌السیر

high-speed access

دسترسی پرسرعت

high-speed network

شبکه پرسرعت

high-speed link

پیوند پرسرعت

high-speed growth

رشد پرسرعت

جملات نمونه

the high-speed train arrived on time.

قطار سریع‌السیر به موقع رسید.

we enjoyed a high-speed internet connection.

ما از اتصال اینترنت پرسرعت لذت بردیم.

the company invested in high-speed data transfer.

شرکت در انتقال داده پرسرعت سرمایه‌گذاری کرد.

high-speed photography captured the action perfectly.

عکاسی پرسرعت به طور کامل اقدام را به تصویر کشید.

the new highway allows for high-speed travel.

جاده جدید به مسافرت پرسرعت اجازه می‌دهد.

they are developing high-speed computing systems.

آنها در حال توسعه سیستم‌های محاسباتی پرسرعت هستند.

the high-speed printer produced the report quickly.

پرینت پرسرعت به سرعت گزارش را تولید کرد.

the city boasts a high-speed rail network.

شهر یک شبکه ریلی پرسرعت دارد.

we took a high-speed ferry across the bay.

ما با کشتی پرسرعت از خلیج عبور کردیم.

the research focused on high-speed communication technology.

تحقیقات بر روی فناوری ارتباطات پرسرعت متمرکز بود.

the package was delivered via high-speed courier.

بسته از طریق پیک پرسرعت تحویل داده شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید