hilariously

بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به شیوه‌ای شوخ و سرگرم‌کننده

جملات نمونه

The comedian's jokes were hilariously funny.

نکات کمدی به طرز خنده‌داری خنده‌دار بودند.

She told the story in a hilariously exaggerated manner.

او داستان را به روشی به طرز خنده‌داری اغراق‌آمیز تعریف کرد.

The movie had a hilariously unexpected ending.

فیلم دارای پایانی به طرز خنده‌داری غیرمنتظره بود.

The children found the clown's antics hilariously entertaining.

کودکان حرکات شعبده‌باز را به طرز خنده‌داری سرگرم‌کننده یافتند.

The sitcom was hilariously witty and clever.

سیتکام به طرز خنده‌داری باهوش و باهوش بود.

The parody of the famous song was hilariously well done.

تقلید از آهنگ معروف به طرز خنده‌داری خوب انجام شد.

The comedy show had the audience laughing hilariously.

نمایش کمدی باعث شد مخاطبان به طرز خنده‌داری بخندند.

The cat's attempts to catch the laser pointer were hilariously futile.

تلاش‌های گربه برای گرفتن نشانگر لیزر به طرز خنده‌داری بی‌نتیجه بود.

The cartoon characters' interactions were hilariously entertaining.

تعامل شخصیت‌های کارتونی به طرز خنده‌داری سرگرم‌کننده بود.

The prank played on him was hilariously embarrassing.

این شوخی که با او کردند به طرز خنده‌داری شرم‌آور بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید