hirsutely

[ایالات متحده]/'hə:sju:tli/
[بریتانیا]/'hɜr.suːt.li/

ترجمه

adv. به طرز پشمالو

عبارات و ترکیب‌ها

hirsutely styled

به سبک پوشیده از مو

hirsutely adorned

با تزئینات پوشیده از مو

hirsutely groomed

به طور مرتب و پوشیده از مو

hirsutely wild

وحشی پوشیده از مو

hirsutely lush

شاداب و پوشیده از مو

hirsutely thick

ضخیم و پوشیده از مو

hirsutely unkempt

نامرتب و پوشیده از مو

hirsutely textured

دارای بافت و پوشیده از مو

hirsutely vibrant

پر جنب و جوش و پوشیده از مو

hirsutely flowing

جریان‌یافته و پوشیده از مو

جملات نمونه

he hirsutely groomed his beard before the interview.

او قبل از مصاحبه، ریش خود را به طور hirsutely مرتب کرد.

the artist's hirsutely styled hair drew everyone's attention.

موهای با مدل hirsutely آن هنرمند توجه همه را به خود جلب کرد.

she wore a hirsutely patterned dress that was quite unique.

او یک لباس با الگوی hirsutely پوشید که کاملاً منحصر به فرد بود.

his hirsutely decorated apartment reflected his personality.

آپارتمان hirsutely تزئین شده او بازتابی از شخصیتش بود.

they admired the hirsutely crafted sculptures in the gallery.

آنها مجسمه های hirsutely ساخته شده را در گالری تحسین کردند.

her hirsutely detailed illustrations amazed everyone.

تصاویر hirsutely دقیق او همه را شگفت زده کرد.

the hirsutely themed party was a hit among the guests.

حزب با مضمون hirsutely مورد علاقه مهمانان بود.

he wrote a hirsutely descriptive essay about his travels.

او یک مقاله توصیفی hirsutely در مورد سفر هایش نوشت.

the hirsutely designed logo stood out in the market.

لوگوی طراحی شده hirsutely در بازار برجسته بود.

her hirsutely expressive performance captivated the audience.

اجرای hirsutely بیانگر او مخاطبان را مجذوب خود کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید