hissed

[ایالات متحده]/hɪst/
[بریتانیا]/hɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و participle گذشته hiss; ایجاد صدای نارضایتی

عبارات و ترکیب‌ها

hissed at

با خشم صحبت کرد

hissed loudly

با صدای بلند خشمگینانه صحبت کرد

hissed softly

با صدای آهسته خشمگینانه صحبت کرد

hissed warning

با خشم هشدار داد

hissed angrily

با خشم صحبت کرد

hissed back

در جواب خشمگینانه صحبت کرد

hissed out

بیرون رها کرد

hissed through

از طریق خشمگینانه صحبت کرد

hissed in

وارد کرد

جملات نمونه

the cat hissed at the stranger.

گربه با غریبه اخم کرد.

she hissed in annoyance when she heard the news.

او از ناراحتی با خشم اخم کرد وقتی خبر را شنید.

the snake hissed as it slithered away.

مار در حالی که دور می شد، اخم کرد.

he hissed a warning to his friend.

او به دوستش هشدار داد.

the steam hissed from the kettle.

بخار از کتری خارج شد.

the audience hissed in disapproval.

تماشاچیان با نارضایتی اخم کردند.

she hissed softly to get his attention.

او به آرامی اخم کرد تا توجه او را جلب کند.

the brakes hissed as the car came to a stop.

ترمزها در حالی که ماشین متوقف می شد، اخم کردند.

the audience hissed when the villain appeared.

وقتی شرور ظاهر شد، تماشاچیان اخم کردند.

the wind hissed through the trees.

باد از میان درختان عبور کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید