growled

[ایالات متحده]/ɡraʊld/
[بریتانیا]/ɡraʊld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. صدای خفی و گودالی تولید کرد، اغلب برای نشان دادن خشم؛ چیزی را با صدای پایین و تهدیدآمیز گفت

عبارات و ترکیب‌ها

dog growled

سگ غرغر کرد

growled softly

به آرامی غرغر کرد

growled angrily

با عصبانیت غرغر کرد

growled fiercely

با خشونت غرغر کرد

growled loudly

بلنداً غرغر کرد

growled menacingly

به طور تهدیدآمیز غرغر کرد

growled at

به سمت ... غرغر کرد

growled back

در جواب غرغر کرد

growled in response

در پاسخ غرغر کرد

growled with rage

با خشم غرغر کرد

جملات نمونه

the dog growled at the stranger approaching the house.

سگ به غریبه‌ای که به خانه نزدیک می‌شد، غرغر کرد.

she growled in frustration when she couldn't find her keys.

وقتی نتوانست کلیدهایش را پیدا کند، از سر ناامیدی غرغر کرد.

the bear growled menacingly, warning us to stay away.

خرس به طور تهدیدآمیز غرغر کرد و به ما هشدار داد که دور بمانیم.

he growled softly, trying to calm the frightened child.

او به آرامی غرغر کرد و سعی کرد کودک ترسیده را آرام کند.

the cat growled when the dog got too close.

وقتی سگ خیلی نزدیک شد، گربه غرغر کرد.

they growled at each other during the argument.

در طول بحث با یکدیگر غرغر کردند.

the engine growled to life as he turned the key.

همانطور که او کلید را چرخاند، موتور با غرغر به زندگی آمد.

the lion growled fiercely, asserting its dominance.

شیر با خشونت غرغر کرد و بر برتری خود تأکید کرد.

she growled playfully as they wrestled on the floor.

همانطور که روی زمین کشتی، او به طور بازیگانه غرغر کرد.

the crowd growled in discontent during the speech.

در طول سخنرانی، جمعیت با نارضایتی غرغر کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید