hitchhike

[ایالات متحده]/'hɪtʃhaɪk/
[بریتانیا]/'hɪtʃ,haɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سفر کردن با درخواست سوار شدن از وسایل نقلیه عبوری
vi. سفر کردن با درخواست سوار شدن از وسایل نقلیه عبوری
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریhitchhiking
شکل سوم شخص مفردhitchhikes
قسمت سوم فعلhitchhiked
زمان گذشتهhitchhiked
جمعhitchhikes

جملات نمونه

She decided to hitchhike across the country.

او تصمیم گرفت با اتومبیل‌گرفتن از کشور عبور کند.

He used to hitchhike to save money on transportation.

او برای صرفه‌جویی در هزینه حمل‌ونقل، اتومبیل‌گرفتن می‌کرد.

They planned to hitchhike to the music festival.

آنها برنامه‌ریزی کردند تا برای جشنواره موسیقی اتومبیل‌گرفتن کنند.

Hitchhiking can be a risky way to travel.

اتومبیل‌گرفتن می‌تواند راهی خطرناک برای سفر باشد.

Some people enjoy the spontaneity of hitchhiking.

برخی از افراد از خودبخودی بودن اتومبیل‌گرفتن لذت می‌برند.

She had a backpack and a sign for hitchhiking.

او یک کوله‌پشتی و یک تابلو برای اتومبیل‌گرفتن داشت.

Hitchhiking is not as common as it used to be.

اتومبیل‌گرفتن به اندازه گذشته رایج نیست.

He hitchhiked his way through Europe.

او با اتومبیل‌گرفتن از طریق اروپا عبور کرد.

The couple decided to hitchhike for their honeymoon.

آنها تصمیم گرفتند برای ماه عسل خود اتومبیل‌گرفتن کنند.

They met interesting people while hitchhiking.

آنها در حین اتومبیل‌گرفتن با افراد جالبی آشنا شدند.

نمونه‌های واقعی

From there, he hitchhiked to Paris in a lorry.

از آنجا، او با اتومبیل باری به پاریس سفر کرد.

منبع: New Concept English, British English Version, Book Two (Translation)

Yeah. So, you might know the word 'hitch' from 'hitchhike'.

بله. شاید شما کلمه 'hitch' را از 'hitchhike' بدانید.

منبع: Learn English by following hot topics.

The kind you might find yourself hitchhiking on if you were so adventurous.

نوعی که شاید اگر خیلی ماجراجو باشید، خودتان را در حال سفر با اتومبیل باری ببینید.

منبع: Steve Jobs' speech

You'd have to be incredibly unlucky to have any problems hitchhiking.

برای داشتن مشکلات در حین سفر با اتومبیل باری باید خیلی بدشانس باشید.

منبع: American English dialogue

Jeremiah Kerley, 61, says he hitchhikes to Flagstaff to sell his plasma.

جرمی کرلی، 61 ساله، می‌گوید برای فروش پلاسما به Flagstaff سفر می‌کند.

منبع: Time

To me, you've never been hotter, and I've seen you hitchhike in a bikini.

به نظر من، شما هرگز آنقدر جذاب نبوده اید و من شما را در حال سفر با اتومبیل باری با لباس شنا دیده ام.

منبع: Modern Family - Season 10

We made it to land, and after several hours of hitchhiking and walking, we caught our train.

ما به خشکی رسیدیم و پس از چند ساعت سفر با اتومبیل باری و پیاده‌روی، قطار خود را گرفتیم.

منبع: Oxford University: IELTS Foreign Teacher Course

The remora is an unusual fish. It hitchhikes on other sea creatures using a sucker on its head.

ماهی ریمورا یک ماهی غیرمعمول است. از مکنده ای روی سر خود برای سفر با سایر موجودات دریایی استفاده می کند.

منبع: Scientific 60 Seconds - Scientific American December 2020 Collection

At one point they ran out of money, so Calhoun hitchhiked to Iran to teach English in Tehran.

در یک نقطه آنها بی پول شدند، بنابراین کالوهون برای آموزش زبان انگلیسی در تهران به ایران سفر کرد.

منبع: Steve Jobs Biography

Bedbugs are on the increase, hitchhiking as we travel from city to city, often infesting furniture like Carol's sofa.

کفش‌خواران در حال افزایش هستند، در حالی که از شهر به شهر سفر می کنیم، اغلب مبلمان مانند مبل Carol را آلوده می کنند.

منبع: Human Planet

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید