hoboes

[ایالات متحده]/[ˈhəʊbəʊ]/
[بریتانیا]/[ˈhoʊboʊ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که در کشور سفر می‌کند، به ویژه فردی که خانه یا شغل ثابتی ندارد؛ فردی که زندگی گردشگری دارد، اغلب با قطار باری سفر می‌کند؛ فردی که به جامعه متعارفی مخالفت می‌کند و زندگی آزاد و غیرمعمولی دارد.

عبارات و ترکیب‌ها

following hoboes

پیروی کردن از بی‌خانمان‌ها

watching hoboes

نگاه کردن به بی‌خانمان‌ها

among hoboes

میان بی‌خانمان‌ها

like hoboes

مثل بی‌خانمان‌ها

called hoboes

کسانی که بی‌خانمان‌ها نامیده می‌شوند

many hoboes

بی‌خانمان‌های زیادی

those hoboes

این بی‌خانمان‌ها

seeing hoboes

دیدن بی‌خانمان‌ها

known hoboes

بی‌خانمان‌های شناخته شده

young hoboes

بی‌خانمان‌های جوان

جملات نمونه

the old photograph showed a group of hoboes huddled around a campfire.

عکس قدیمی گروهی از افراد بی‌سروصدا را که حول یک آتش چادرویی جمع شده بودند نشان می‌داد.

during the great depression, many hoboes rode freight trains across the country.

در دوره افول بزرگ، بسیاری از افراد بی‌سروصدا با قطارهای باری در سراسر کشور سفر می‌کردند.

he romanticized the life of hoboes, imagining freedom and adventure on the rails.

او زندگی افراد بی‌سروصدا را ایده‌آل می‌کرد و آزادی و ماجراجویی روی ریل‌ها را تصور می‌کرد.

the museum exhibit featured artifacts left behind by hoboes traveling through the region.

موزه نمایشگاهی را با اشیاء باقی مانده از افراد بی‌سروصدا که از طریق منطقه سفر می‌کردند، ارائه داد.

the hoboes often relied on the kindness of strangers for food and shelter.

افراد بی‌سروصدا اغلب از خیریت کسانی که ناشناخته بودند، برای غذا و پناه گرفتن بهره می‌بردند.

he wrote a novel about the struggles and resilience of hoboes during the dust bowl.

او رمانی درباره‌ی تلاش‌ها و مقاومت افراد بی‌سروصدا در دوره گردوه باد را نوشت.

the railroad police frequently chased hoboes trying to hitch rides on freight cars.

پلیس راه‌آهن به طور مکرر افراد بی‌سروصدا را تعقیب می‌کردند که سعی می‌کردند در قطارهای باری سوار شوند.

the hoboes shared stories and songs around the campfire, creating a sense of community.

افراد بی‌سروصدا داستان‌ها و آهنگ‌های خود را حول چادرویی به اشتراک می‌گذاشتند و احساسی از جامعه‌ای را ایجاد می‌کردند.

many hoboes carried a bindle stick, a bundle containing their few possessions.

بسیاری از افراد بی‌سروصدا یک چوب بار کوچک حامل چند چیز خود را با خود به همراه داشتند.

the hoboes’ lifestyle was often harsh and unpredictable, marked by constant travel.

زندگی افراد بی‌سروصدا اغلب سخت و غیرقابل پیش‌بینی بود، با سفرهای مداوم.

he researched the history of hoboes and their unique culture in the early 20th century.

او تاریخ افراد بی‌سروصدا و فرهنگ منحصر به فرد آن‌ها در ابتدای قرن بیستم را مطالعه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید