hollered

[ایالات متحده]/ˈhɒl.əd/
[بریتانیا]/ˈhɑː.lərd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. فریاد زدن (چیزی); داد زدن

عبارات و ترکیب‌ها

hollered for help

فریاد کمک زد

hollered out loud

با صدای بلند فریاد زد

hollered my name

نام من را فریاد زد

hollered in joy

از شادی فریاد زد

hollered at me

به من فریاد زد

hollered with laughter

با خنده فریاد زد

hollered for attention

برای جلب توجه فریاد زد

hollered in anger

از خشم فریاد زد

hollered from afar

از دور فریاد زد

hollered a warning

هشدار داد

جملات نمونه

he hollered for help when he saw the fire.

او برای کمک فریاد زد وقتی آتش را دید.

the crowd hollered in excitement as the band took the stage.

با هیجان، جمعیت فریاد زدند وقتی گروه روی صحنه رفت.

she hollered at her dog to come back.

او به سگش فریاد زد تا برگردد.

they hollered with joy when they won the game.

آنها با خوشحالی فریاد زدند وقتی بازی را بردند.

he hollered out the answers during the quiz.

او در طول آزمون پاسخ ها را فریاد زد.

the teacher hollered for silence in the classroom.

معلم برای سکوت در کلاس فریاد زد.

she hollered at the kids to stop running.

او به بچه ها فریاد زد تا دویدن را متوقف کنند.

as the storm approached, he hollered for everyone to come inside.

همانطور که طوفان نزدیک می شد، او فریاد زد تا همه داخل شوند.

the coach hollered instructions from the sidelines.

مربی دستورالعمل ها را از کنار زمین فریاد زد.

during the parade, the fans hollered the athletes' names.

در طول رژه، طرفداران نام ورزشکاران را فریاد زدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید