| جمع | homebounds |
homebound student
دانشآموز خانهنشین
homebound patient
بیمار خانهنشین
homebound elderly
سالمندان خانهنشین
homebound services
خدمات خانهنشینی
homebound care
مراقبتهای خانهنشینی
homebound delivery
تحویل در منزل
homebound activities
فعالیتهای خانهنشینی
homebound lifestyle
سبک زندگی خانهنشین
homebound support
حمایت خانهنشینی
homebound family
خانواده خانهنشین
the homebound elderly often need assistance with daily tasks.
سالمندان خانهنشین اغلب به کمک با کارهای روزمره نیاز دارند.
during the pandemic, many people became homebound.
در طول همهگیری، بسیاری از مردم خانهنشین شدند.
she felt homebound after her surgery and missed going out.
او پس از جراحی خود احساس کرد که خانهنشین شده و دلتنگ بیرون رفتن بود.
homebound students can benefit from online learning resources.
دانشجویان خانهنشین میتوانند از منابع یادگیری آنلاین بهرهمند شوند.
he became homebound due to his chronic illness.
او به دلیل بیماری مزمنش خانهنشین شد.
the homebound community needs more support services.
جامعه خانهنشین به خدمات حمایتی بیشتری نیاز دارد.
volunteers often help homebound individuals with groceries.
داوطلبان اغلب به افراد خانهنشین در تهیه مواد غذایی کمک میکنند.
being homebound can lead to feelings of loneliness.
خانهنشین بودن میتواند منجر به احساس تنهایی شود.
they organized a program for homebound seniors to stay connected.
آنها برنامهای را برای سالمندان خانهنشین برای حفظ ارتباط سازماندهی کردند.
homebound patients require regular check-ups from healthcare providers.
بیماران خانهنشین به معاینات منظم از سوی ارائه دهندگان خدمات بهداشتی نیاز دارند.
homebound student
دانشآموز خانهنشین
homebound patient
بیمار خانهنشین
homebound elderly
سالمندان خانهنشین
homebound services
خدمات خانهنشینی
homebound care
مراقبتهای خانهنشینی
homebound delivery
تحویل در منزل
homebound activities
فعالیتهای خانهنشینی
homebound lifestyle
سبک زندگی خانهنشین
homebound support
حمایت خانهنشینی
homebound family
خانواده خانهنشین
the homebound elderly often need assistance with daily tasks.
سالمندان خانهنشین اغلب به کمک با کارهای روزمره نیاز دارند.
during the pandemic, many people became homebound.
در طول همهگیری، بسیاری از مردم خانهنشین شدند.
she felt homebound after her surgery and missed going out.
او پس از جراحی خود احساس کرد که خانهنشین شده و دلتنگ بیرون رفتن بود.
homebound students can benefit from online learning resources.
دانشجویان خانهنشین میتوانند از منابع یادگیری آنلاین بهرهمند شوند.
he became homebound due to his chronic illness.
او به دلیل بیماری مزمنش خانهنشین شد.
the homebound community needs more support services.
جامعه خانهنشین به خدمات حمایتی بیشتری نیاز دارد.
volunteers often help homebound individuals with groceries.
داوطلبان اغلب به افراد خانهنشین در تهیه مواد غذایی کمک میکنند.
being homebound can lead to feelings of loneliness.
خانهنشین بودن میتواند منجر به احساس تنهایی شود.
they organized a program for homebound seniors to stay connected.
آنها برنامهای را برای سالمندان خانهنشین برای حفظ ارتباط سازماندهی کردند.
homebound patients require regular check-ups from healthcare providers.
بیماران خانهنشین به معاینات منظم از سوی ارائه دهندگان خدمات بهداشتی نیاز دارند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید