homesteader

[ایالات متحده]/ˈhəʊmˌstɛdə/
[بریتانیا]/ˈhoʊmˌstɛdər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که در زمین سکونت می‌کند و آن را کشاورزی می‌نماید، به ویژه زمینی که توسط دولت اعطا شده است؛ مالک یک مزرعه، به ویژه کسی که زمین را کشت می‌کند
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

homesteader lifestyle

سبک زندگی مزرعه‌دار

homesteader community

جامعه مزرعه‌داری

homesteader skills

مهارت‌های مزرعه‌داری

homesteader dream

رویای مزرعه‌داری

homesteader journey

سفر مزرعه‌داری

homesteader spirit

روحیه مزرعه‌داری

homesteader resources

منابع مزرعه‌داری

homesteader project

پروژه مزرعه‌داری

homesteader values

ارزش‌های مزرعه‌داری

homesteader network

شبکه مزرعه‌داری

جملات نمونه

the homesteader built a small cabin in the woods.

یک مزرعه‌دار یک کلبه کوچک در جنگل ساخت.

every homesteader learns to be self-sufficient.

هر مزرعه‌دار یاد می‌گیرد که خودکفا باشد.

the homesteader grew vegetables and raised chickens.

مزرعه‌دار سبزیجات کشت کرد و مرغ و طاووس بزرگ کرد.

many homesteaders rely on solar power for energy.

بسیاری از مزرعه‌داران برای انرژی به انرژی خورشیدی متکی هستند.

a homesteader often faces various challenges.

یک مزرعه‌دار اغلب با چالش‌های مختلف روبرو می‌شود.

the homesteader's lifestyle promotes sustainability.

سبک زندگی مزرعه‌دار، پایداری را ترویج می‌کند.

homesteaders often participate in local farmers' markets.

مزرعه‌داران اغلب در بازارهای محلی کشاورزان شرکت می‌کنند.

being a homesteader requires hard work and dedication.

مزرعه‌دار بودن نیاز به کار سخت و تعهد دارد.

the homesteader shared tips on organic farming.

مزرعه‌دار نکات مربوط به کشاورزی ارگانیک را به اشتراک گذاشت.

many homesteaders embrace a minimalist lifestyle.

بسیاری از مزرعه‌داران سبک زندگی مینیمالیستی را در آغوش می‌گیرند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید