homogenized

[ایالات متحده]/həˈmɒdʒ.ɪ.naɪzd/
[بریتانیا]/həˈmɑː.dʒə.naɪzd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. یکنواخت یا همگن ساخته شده (زمان گذشته و قسمت گذشته homogenize)
adj. به طور یکنواخت توزیع شده، همگن

عبارات و ترکیب‌ها

homogenized milk

شیر همگن

homogenized mixture

مخلوط همگن

homogenized solution

محلول همگن

homogenized product

محصول همگن

homogenized cream

خامه همگن

homogenized food

غذا همگن

homogenized paste

خمیر همگن

homogenized texture

بافت همگن

homogenized particles

ذرات همگن

homogenized substance

ماده همگن

جملات نمونه

the milk was homogenized to ensure a smooth texture.

شیر همگن شده بود تا بافت نرمی حاصل شود.

homogenized products are often preferred for their consistency.

محصولات همگن شده اغلب به دلیل یکنواختی مورد ترجیح قرار می گیرند.

in the lab, they homogenized the samples before testing.

در آزمایشگاه، آنها قبل از آزمایش، نمونه ها را همگن کردند.

homogenized butter spreads easily on bread.

کره همگن شده به راحتی روی نان پخش می شود.

the recipe calls for homogenized cream for better results.

دستور العمل برای نتایج بهتر به خامه همگن شده نیاز دارد.

homogenized mixtures are essential in many industrial processes.

مخلوط های همگن شده در بسیاری از فرآیندهای صنعتی ضروری هستند.

they decided to use homogenized paint for a uniform finish.

آنها تصمیم گرفتند از رنگ همگن شده برای داشتن پوشش یکنواخت استفاده کنند.

the chef prefers homogenized sauces for their smoothness.

سرآشپز ترجیح می دهد از سس های همگن شده به دلیل نرمی استفاده کند.

homogenized food products can be easier to digest.

محصولات غذایی همگن شده ممکن است هضم آنها آسان تر باشد.

some companies focus on producing homogenized dairy products.

برخی از شرکت ها بر تولید محصولات لبنی همگن شده تمرکز می کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید