hoodwinking

[ایالات متحده]/hʊdˈwɪŋkɪŋ/
[بریتانیا]/hʊdˈwɪŋkɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. فریب دادن یا فریبکاری کسی

عبارات و ترکیب‌ها

hoodwinking others

فریب دادن دیگران

hoodwinking the public

فریب دادن مردم

hoodwinking investors

فریب دادن سرمایه‌گذاران

hoodwinking society

فریب دادن جامعه

hoodwinking clients

فریب دادن مشتریان

hoodwinking consumers

فریب دادن مصرف‌کنندگان

hoodwinking friends

فریب دادن دوستان

hoodwinking colleagues

فریب دادن همکاران

hoodwinking the system

فریب دادن سیستم

hoodwinking the masses

فریب دادن توده‌ها

جملات نمونه

he was hoodwinking everyone with his charm.

او با جذابیت خود همه را فریب می‌داد.

hoodwinking the public is unethical.

فریب دادن مردم غیر اخلاقی است.

she realized he had been hoodwinking her all along.

او متوجه شد که او تمام مدت او را فریب داده است.

hoodwinking investors can lead to serious consequences.

فریب دادن سرمایه‌گذاران می‌تواند منجر به عواقب جدی شود.

they are experts in hoodwinking their opponents.

آنها در فریب دادن حریفان خود متخصص هستند.

his hoodwinking tactics were finally exposed.

حملات فریبکارانه او سرانجام افشا شد.

hoodwinking customers is not a sustainable business practice.

فریب دادن مشتریان یک روش تجاری پایدار نیست.

she was tired of being hoodwinked by false promises.

او از فریب خوردن توسط وعده‌های دروغین خسته شده بود.

hoodwinking friends can ruin relationships.

فریب دادن دوستان می‌تواند روابط را خراب کند.

they were hoodwinking the media with fake news.

آنها با اخبار جعلی رسانه ها را فریب می‌دادند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید