hoped

[ایالات متحده]/[həʊpt]/
[بریتانیا]/[hoʊpt]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. (گذشته‌ی امید) خواستن یا آرزو کردن چیزی؛ باور داشتن به این که چیزی رخ می‌دهد؛ انتظار داشتن که چیزی رخ دهد.

عبارات و ترکیب‌ها

hoped for the best

بهترین را امید داشت

she hoped

او امید داشت

hoped it worked

امید داشت که کار کند

hoped to see

امید داشت که ببیند

hoped against hope

به رغم امید ناامید بود

they hoped

آنها امید داشتند

hoped he’d come

امید داشت که او بیاید

hoped for a change

امید داشت که تغییری صورت بگیرد

hoped to finish

امید داشت که پایان یابد

hoped she wouldn't

امید داشت که او نکند

جملات نمونه

we hoped to see you at the party, but you couldn't make it.

ما امید داشتیم که تو در جشن حضور داشته باشی، اما نتونستی.

she hoped for a better outcome in the negotiations.

او امید داشت که نتیجه مذاکرات بهتری باشد.

the team hoped to win the championship this year.

تیم امید داشت که این سال جام را ببرد.

i hoped he would call me back soon.

امید داشتم که او زودتر بازگشت و تماس بگیرد.

they hoped the weather would improve for the hike.

آنها امید داشتند که آب و هوا برای کوه‌نوردی بهتر شود.

he hoped to secure funding for his research project.

او امید داشت که مالیاتی برای پروژه تحقیقی خود به دست بیاورد.

we hoped the meeting would be productive.

ما امید داشتیم که جلسه مفید باشد.

she hoped to get a promotion at work.

او امید داشت که در کار ارتقا پیدا کند.

the children hoped for snow on christmas.

کودکان امید داشتند که در روز جشن عید غیب به برف بخورند.

i hoped the flight wouldn't be delayed.

امید داشتم پرواز دچار تاخیر نشود.

they hoped to resolve the conflict peacefully.

آنها امید داشتند که به صلح نزاع را حل کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید