wished

[ایالات متحده]/wɪʃt/
[بریتانیا]/wɪʃt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته‌ی مشارکتی wish؛ برای ابراز تمایل به چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

wished you well

برای شما آرزوی سلامتی کردم

wished for more

برای بیشتر خواست

wished it true

امید داشت که درست باشد

wished him luck

برای او آرزوی موفقیت کردم

wished her happiness

برای او شادی آرزو کردم

wished they stayed

امید داشتند که بمانند

wished for peace

برای صلح آرزو کرد

wished you knew

امید داشتید که بدانید

wished it away

آن را از بین برد

wished on stars

به ستارگان آرزو کرد

جملات نمونه

i wished for a better future.

من برای آینده‌ای بهتر آرزو کردم.

she wished to travel the world.

او آرزو داشت که جهان را سفر کند.

he wished he could play the piano.

او آرزو داشت که بتواند پیانو بزند.

they wished for peace and happiness.

آنها برای صلح و خوشبختی آرزو کردند.

we wished to see the northern lights.

ما آرزو داشتیم شفق قطبی را ببینیم.

she wished her friend good luck.

او برای دوستش آرزوی موفقیت کرد.

i wished i had more time to relax.

من آرزو داشتم زمان بیشتری برای استراحت کنم.

he wished to learn a new language.

او آرزو داشت یک زبان جدید یاد بگیرد.

they wished for better health.

آنها برای سلامتی بهتر آرزو کردند.

we all wished the best for her.

ما همه برای او بهترین‌ها را آرزو کردیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید