aspired

[ایالات متحده]/əˈspaɪr d/
[بریتانیا]/əˈspaɪrd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. داشتن یک تمایل قوی برای دستیابی به چیزی؛ هدف قرار دادن چیزی.
adj. داشتن یا نشان دادن یک تمایل قوی برای دستیابی به چیزی؛ بلندپرواز.

عبارات و ترکیب‌ها

aspired to success

تلاش برای رسیدن به موفقیت

جملات نمونه

she aspired to become a successful artist.

او خواسته داشت هنرمندی موفق شود.

he always aspired to reach the highest level in his career.

او همیشه خواسته داشت به بالاترین سطح در حرفه خود برسد.

many students aspire to study abroad for better opportunities.

بسیاری از دانش آموزان خواسته دارند برای فرصت های بهتر در خارج از کشور تحصیل کنند.

they aspired to make a positive impact on the community.

آنها خواسته داشتند تأثیر مثبتی بر جامعه بگذارند.

she aspired to inspire others through her writing.

او خواسته داشت دیگران را از طریق نوشته های خود الهام بخشد.

he aspired to lead a life full of adventure and excitement.

او خواسته داشت زندگی پرماجراجویی و هیجان را تجربه کند.

they aspired to create a better world for future generations.

آنها خواسته داشتند دنیای بهتری برای نسل های آینده ایجاد کنند.

she aspired to become a renowned scientist.

او خواسته داشت یک دانشمند مشهور شود.

he aspired to achieve his dreams despite the challenges.

او خواسته داشت با وجود چالش ها، به رویاهایش برسد.

many young athletes aspire to compete in the olympics.

بسیاری از ورزشکاران جوان خواسته دارند در المپیک شرکت کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید