hornweed

[ایالات متحده]/hɔːnwiːd/
[بریتانیا]/hɔːrnwiːd/

ترجمه

n. نوعی گیاه آبزی، به ویژه Ceratophyllum (گیاه گوشه‌دار)، با برگ‌های شاخه‌ای که به گوشه‌های کوچک شبیه است.

عبارات و ترکیب‌ها

smoking hornweed

گیاه گوشتی گردو

hornweed plant

گیاه گوشتی گردو

hornweed leaves

برگ گوشتی گردو

wild hornweed

گوشتی گردو جنگلی

hornweed patch

گوشتی گردو گروهی

hornweed garden

گوشتی گردو در باغ

hornweed extract

استخراج گوشتی گردو

hornweed tea

چای گوشتی گردو

hornweed smoke

دود گوشتی گردو

hornweed oil

روغن گوشتی گردو

جملات نمونه

hornweed grows abundantly in shallow freshwater ponds and marshes throughout the region.

گیاه گوشتی در کف تالاب‌های آب شیرین و مرزهای منطقه به طور فراوان رشد می‌کند.

the fishermen use dried hornweed as natural camouflage for their fishing nets.

صیادان از گوشتی خشک‌شده به عنوان پوشش طبیعی برای شبكه‌های ماهیگیری خود استفاده می‌کنند.

hornweed has long, slender leaves that curve upward resembling animal horns.

گوشتی دارای برگ‌های بلند و نازک است که به سمت بالا خم می‌شوند و شبیه قرون حیوانات است.

traditional medicine practitioners carefully harvest hornweed during the autumn months.

کاربران داروی سنتی به دقت گوشتی را در ماه‌های پاییز جمع‌آوری می‌کنند.

the invasive hornweed species is threatening native aquatic ecosystems in the lake.

گونه‌های مهاجر گوشتی به اکوسیستم‌های آبی اصلی در دریاچه تهدید می‌کنند.

many people believe hornweed tea has healing properties for respiratory ailments.

بسیاری از افراد باور دارند چای گوشتی خاصیت درمانی برای بیماری‌های تنفسی دارد.

scientists are currently studying hornweed's remarkable ability to purify contaminated water.

دانشمندان در حال مطالعه توانایی بسیار خاص گوشتی در پاک‌سازی آب آلوده هستند.

children love to play among the tall hornweed along the peaceful riverbank.

کودکان دوست دارند در میان گوشتی‌های بلند در طول ساحل آرام رودخانه بازی کنند.

hornweed can be easily identified by its distinctive curved seed pods and dark green color.

گوشتی می‌تواند به راحتی با دوخت‌های بذور خم شده و رنگ سبز تیره‌اش شناسایی شود.

the gardener decided to remove the invasive hornweed from the koi pond.

باغبان تصمیم گرفت گوشتی مهاجر را از تالاب کویی خارج کند.

during the drought, the hornweed near the shoreline began to wither and turn brown.

در زمان خشکسالی، گوشتی در نزدیکی ساحل شروع به فساد و تبدیل به رنگ قهوه‌ای کرد.

the village elders recommend hornweed poultices for treating minor skin infections.

بزرگ‌ترین افراد روستا پودر گوشتی را برای درمان عفونت‌های پوستی سبک توصیه می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید