housewiferies

[ایالات متحده]/ˈhaʊsˌwaɪfəriz/
[بریتانیا]/ˈhaʊsˌwaɪfəriz/

ترجمه

n. مدیریت خانوار یا وظایف خانگی

عبارات و ترکیب‌ها

housewiferies duties

مسئولیت‌های خانه داری

housewiferies role

نقش خانه داری

housewiferies tasks

وظایف خانه داری

housewiferies life

زندگی خانه داری

housewiferies skills

مهارت‌های خانه داری

housewiferies challenges

چالش‌های خانه داری

housewiferies activities

فعالیت‌های خانه داری

housewiferies support

حمایت از خانه داری

housewiferies community

جامعه خانه داری

housewiferies network

شبکه خانه داری

جملات نمونه

many housewiferies focus on meal planning for the week.

بسیاری از مسئولیت‌های خانه به برنامه‌ریزی وعده‌های غذایی برای هفته تمرکز دارند.

housewiferies often involve managing household budgets.

مسئولیت‌های خانه اغلب شامل مدیریت بودجه‌های خانوار می‌شود.

she enjoys sharing her housewiferies tips with friends.

او از به اشتراک گذاشتن نکات مسئولیت‌های خانه با دوستانش لذت می‌برد.

housewiferies can be both rewarding and challenging.

مسئولیت‌های خانه می‌تواند هم پاداش‌دهنده و هم چالش‌برانگیز باشد.

in housewiferies, organization is key to efficiency.

در مسئولیت‌های خانه، سازماندهی برای کارایی کلیدی است.

she learned various housewiferies from her mother.

او مسئولیت‌های خانه مختلف را از مادرش یاد گرفت.

housewiferies include tasks like cleaning and cooking.

مسئولیت‌های خانه شامل وظایفی مانند نظافت و آشپزی می‌شود.

housewiferies can be a full-time job for many.

مسئولیت‌های خانه می‌تواند برای بسیاری شغل تمام وقت باشد.

she balances her housewiferies with part-time work.

او مسئولیت‌های خانه خود را با کار پاره وقت متعادل می‌کند.

housewiferies often require creativity and resourcefulness.

مسئولیت‌های خانه اغلب به خلاقیت و ابتکار نیاز دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید