hued

[ایالات متحده]/hjuːd/
[بریتانیا]/hjud/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. داشتن رنگ یا سایه خاصی

عبارات و ترکیب‌ها

blue-hued

آبی رنگ

red-hued

قرمز رنگ

green-hued

سبز رنگ

golden-hued

طلایی رنگ

purple-hued

بنفش رنگ

orange-hued

نارنجی رنگ

grey-hued

خاکستری رنگ

white-hued

سفید رنگ

dark-hued

تاریک رنگ

light-hued

روشن رنگ

جملات نمونه

the sunset was beautifully hued in shades of orange and pink.

غروب خورشید به زیبایی با رنگ‌های نارنجی و صورتی رنگ شده بود.

her dress was hued in a vibrant blue that caught everyone's attention.

لباس او به رنگ آبی زنده ای رنگ شده بود که توجه همه را به خود جلب کرد.

the artist used hued pastels to create a soft atmosphere in the painting.

هنرمند از پاستیل‌های رنگی برای ایجاد فضایی آرام در نقاشی استفاده کرد.

the garden was hued with colorful flowers in full bloom.

باغ با گل‌های رنگارنگ در شکوفایی کامل رنگ شده بود.

her eyes were hued like the ocean on a sunny day.

چشمان او مانند اقیانوس در یک روز آفتابی رنگ شده بودند.

the walls of the room were hued in a calming green.

دیوارهای اتاق به رنگ سبز آرامش بخش رنگ شده بودند.

the fabric was hued in deep reds and golds, perfect for the occasion.

پارچه به رنگ‌های قرمز و طلایی عمیق رنگ شده بود که برای این مناسبت عالی بود.

the sky was hued with dramatic clouds before the storm.

آسمان قبل از طوفان با ابرهای دراماتیک رنگ شده بود.

she painted the room in hued tones that reflected her personality.

او اتاق را با رنگ‌های رنگی رنگ کرد که منعکس کننده شخصیت او بود.

the hued lights created a festive atmosphere at the party.

چراغ‌های رنگی فضایی جشن‌گونه در مهمانی ایجاد کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید