human-operated

[ایالات متحده]/[ˈhjuːmən ɒpəˈreɪtɪd]/
[بریتانیا]/[ˈhjuːmən ɑːpəˈreɪtɪd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به انسان‌ها یا تحت کنترل انسان‌ها؛ خودکار نبودن؛ مربوط به سیستم‌ها یا فرآیندهایی که دخالت انسانی لازم است.
n. یک سیستم یا فرآیند که نیاز به عملکرد انسان دارد.

عبارات و ترکیب‌ها

human-operated machinery

ماشین‌آلات کنترل‌شده توسط انسان

human-operated systems

سیستم‌های کنترل‌شده توسط انسان

being human-operated

کنترل‌شده توسط انسان بودن

human-operated controls

کنترل‌های کنترل‌شده توسط انسان

human-operated vehicle

وسیله نقلیه کنترل‌شده توسط انسان

human-operated switch

کلید کنترل‌شده توسط انسان

human-operated crane

کرک کنترل‌شده توسط انسان

human-operated station

ایستگاه کنترل‌شده توسط انسان

human-operated process

فرآیند کنترل‌شده توسط انسان

human-operated equipment

تجهیزات کنترل‌شده توسط انسان

جملات نمونه

we use human-operated systems for complex customer service inquiries.

ما از سیستم‌های کنترل شده توسط انسان برای پرسش‌های پیچیده خدمات مشتری استفاده می‌کنیم.

the security checkpoint features human-operated screening equipment.

ایستگاه امنیتی دارای تجهیزات اسکرینینگ کنترل شده توسط انسان است.

many companies still prefer human-operated call centers for better customer relations.

بیشتر شرکت‌ها هنوز تمایل دارند مرکزهای تماس کنترل شده توسط انسان را برای ارتباط بهتر با مشتریان انتخاب کنند.

the museum's exhibits are managed by a team of human-operated curators.

موزه نمایشگاه‌های خود را با یک تیم از مدیران کنترل شده توسط انسان مدیریت می‌کند.

human-operated vehicles are being tested on closed courses.

خودروهای کنترل شده توسط انسان در مسیرهای بسته آزمایش می‌شوند.

the control room relies on human-operated monitoring stations.

اتاق کنترل به ایستگاه‌های نظارت کنترل شده توسط انسان وابسته است.

we offer human-operated translation services for nuanced content.

ما خدمات ترجمه کنترل شده توسط انسان برای محتواهای پیچیده ارائه می‌دهیم.

the factory floor utilizes a mix of automated and human-operated machinery.

پایه کارخانه از ترکیبی از ماشین‌آلات خودکار و کنترل شده توسط انسان استفاده می‌کند.

the air traffic control system incorporates human-operated oversight.

سیستم کنترل ترافیک هوایی نظارت کنترل شده توسط انسان را در خود جای داده است.

human-operated quality control checks ensure product integrity.

بررسی‌های کنترل کیفیت کنترل شده توسط انسان به حفظ کیفیت محصول کمک می‌کنند.

the research project requires human-operated data analysis and interpretation.

پروژه تحقیقاتی نیاز به تحلیل و تفسیر داده‌ها کنترل شده توسط انسان دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید