humbler

[ایالات متحده]/ˈhʌmblə/
[بریتانیا]/ˈhʌmblər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مقایسه‌ای از متواضع; متواضع‌تر
n. شخصی که متواضع است

عبارات و ترکیب‌ها

humbler beginnings

شروع‌های متواضع‌تر

humbler approach

رویکرد متواضع‌تر

humbler attitude

نگرش متواضع‌تر

humbler goals

اهداف متواضع‌تر

humbler lifestyle

سبک زندگی متواضع‌تر

humbler perspective

دیدگاه متواضع‌تر

humbler dreams

رویاهای متواضع‌تر

humbler vision

چشم‌انداز متواضع‌تر

humbler choices

انتخاب‌های متواضع‌تر

جملات نمونه

he became a humbler person after his travels.

او پس از سفرهايش آدم فروتن‌تری شد.

winning the award made her feel even humbler than before.

برنده شدن در جایزه باعث شد او حتی از قبل هم فروتن‌تر احساس کند.

she learned to be humbler in her achievements.

او یاد گرفت که در موفقیت‌های خود فروتن باشد.

his humbler attitude impressed everyone around him.

حرفه‌ی او همه اطرافیانش را تحت تاثیر قرار داد.

being humbler can lead to better relationships.

فروتنی می‌تواند منجر به روابط بهتر شود.

she approached the competition with a humbler mindset.

او با دیدگاهی فروتن‌تر به مسابقه نزدیک شد.

his humbler nature made him a great leader.

طبع فروتن او باعث شد که او یک رهبر بزرگ باشد.

learning from failures can make you humbler.

یادگیری از شکست‌ها می‌تواند شما را فروتن‌تر کند.

they appreciated his humbler approach to life.

آنها از رویکرد فروتنه‌تر او به زندگی قدردانی کردند.

her humbler perspective helped her connect with others.

دیدگاه فروتنه‌تر او به او کمک کرد تا با دیگران ارتباط برقرار کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید