humors

[ایالات متحده]/ˈhjuːməz/
[بریتانیا]/ˈhjuːmərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکل جمع شوخی؛ به شوخی، زیرکی یا مایعات بدن اشاره دارد
v. شخص سوم مفرد شوخی؛ برای سازگاری یا تسلیم شدن

عبارات و ترکیب‌ها

four humors

چهار اخلاط

humors balance

تعادل اخلاط

humors theory

تئوری اخلاط

humors affect

اثرات اخلاط

humors medicine

طب اخلاط

humors humor

طبع

humors personality

شخصیت

humors health

سلامتی

humors imbalance

نارملی اخلاط

humors emotions

احساسات

جملات نمونه

his jokes always lighten the humors of the room.

نکات خنده‌دار او همیشه فضایی شاداب و پرانرژی ایجاد می‌کنند.

different cultures have various humors that affect their humor.

فرهنگ‌های مختلف دارای انواع مختلفی از طنز هستند که بر حس شوخ‌طبعی آنها تأثیر می‌گذارد.

she has a great sense of humors that makes everyone laugh.

او حس شوخ‌طبعی فوق‌العاده‌ای دارد که باعث می‌شود همه بخندند.

doctors often study the four humors in ancient medicine.

پزشکان اغلب چهار اخلاط را در طب باستانی مطالعه می‌کنند.

his ability to adapt his humors to the situation is impressive.

توانایی او در تطبیق طنز خود با شرایط بسیار چشمگیر است.

she expressed her humors through her art.

او طنز خود را از طریق هنر خود بیان کرد.

the play was filled with clever humors and witty dialogues.

نمایش پر از طنزهای هوشمندانه و دیالوگ‌های بامزه بود.

understanding different humors can enhance social interactions.

درک طنزهای مختلف می‌تواند تعاملات اجتماعی را بهبود بخشد.

his writings reflect a deep understanding of human humors.

نوشته‌های او نشان‌دهنده درک عمیقی از طنزهای انسانی است.

she often uses her humors to diffuse tense situations.

او اغلب از طنز خود برای رفع تنش در موقعیت‌ها استفاده می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید