temperaments

[ایالات متحده]/ˈtɛmpərəmənts/
[بریتانیا]/ˈtɛmpərəmənts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصیت یا خوی یک شخص یا حیوان؛ حالت آسان تحریک شدن یا impulsive؛ طبیعت تحریک‌پذیر یا ناپایدار

عبارات و ترکیب‌ها

different temperaments

زبان‌های مختلف

varied temperaments

زبان‌های متنوع

complementary temperaments

زبان‌های مکمل

strong temperaments

زبان‌های قوی

conflicting temperaments

زبان‌های متناقض

gentle temperaments

زبان‌های ملایم

balanced temperaments

زبان‌های متعادل

unique temperaments

زبان‌های منحصر به فرد

compatible temperaments

زبان‌های سازگار

similar temperaments

زبان‌های مشابه

جملات نمونه

different temperaments can lead to unique perspectives.

اختلاف در خلق و خو می‌تواند منجر به دیدگاه‌های منحصر به فرد شود.

people with similar temperaments often get along well.

افرادی که خلق و خوی مشابهی دارند اغلب با هم خوب کنار می‌آیند.

understanding temperaments helps in team dynamics.

درک خلق و خو به ایجاد پویایی در تیم کمک می‌کند.

children's temperaments can influence their learning styles.

خلق و خوی کودکان می‌تواند بر سبک‌های یادگیری آنها تأثیر بگذارد.

she has a calm temperament that soothes others.

او خلق و خوی آرام دارد که دیگران را آرام می‌کند.

his fiery temperament often leads to conflicts.

خلق و خوی آتشین او اغلب منجر به درگیری می‌شود.

different temperaments require different approaches in parenting.

خلق و خوی‌های مختلف به رویکردهای مختلف در تربیت فرزند نیاز دارند.

temperaments can change over time with experiences.

خلق و خو می‌تواند با گذشت زمان و تجربیات تغییر کند.

she studies how temperaments affect workplace relationships.

او نحوه تأثیر خلق و خو بر روابط کاری را مطالعه می‌کند.

his relaxed temperament makes him a great leader.

خلق و خوی آرام او او را به یک رهبر عالی تبدیل می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید