in moods
در حالات
changing moods
احوال در حال تغییر
dark moods
احوال تاریک
moods swing
نوسانات حالات
light moods
احوال روشن
moods affect
تاثیر حالات
moods shift
تغییر حالات
moods matter
حالت ها مهم هستند
moods brighten
حالت ها را روشن تر می کنند
moods improve
حالت ها بهبود می یابند
her moods often shift without any apparent reason.
احوال او اغلب بدون هیچ دلیل ظاهری تغییر می کند.
the gloomy weather put me in a bad mood.
هواى ابری من را در حال و هوای بدی قرار داد.
he's in a cheerful mood today, unlike yesterday.
او امروز با نشاط است، برخلاف دیروز.
i try to stay in a positive mood, even when stressed.
من سعی می کنم حتی در زمان استرس هم در حال و هوای مثبت بمانم.
the music matched her playful moods perfectly.
موسیقی به طور کامل با حال و هوای بازیگوشانه او مطابقت داشت.
seasonal changes can affect people's moods.
تغییرات فصلی می تواند بر حال و هوای مردم تأثیر بگذارد.
he has a tendency to swing between moods.
او تمایلی به نوسان بین حالات دارد.
she's in a reflective mood after the long trip.
او بعد از سفر طولانی در حال و هوای تأملی است.
the baby's moods were unpredictable and challenging.
حال و هوای نوزاد غیرقابل پیش بینی و چالش برانگیز بود.
understanding someone's moods can improve communication.
درک حال و هوای کسی می تواند ارتباطات را بهبود بخشد.
the artist's paintings reflected his various moods.
نقاشی های هنرمند حال و هوای مختلف او را منعکس می کرد.
in moods
در حالات
changing moods
احوال در حال تغییر
dark moods
احوال تاریک
moods swing
نوسانات حالات
light moods
احوال روشن
moods affect
تاثیر حالات
moods shift
تغییر حالات
moods matter
حالت ها مهم هستند
moods brighten
حالت ها را روشن تر می کنند
moods improve
حالت ها بهبود می یابند
her moods often shift without any apparent reason.
احوال او اغلب بدون هیچ دلیل ظاهری تغییر می کند.
the gloomy weather put me in a bad mood.
هواى ابری من را در حال و هوای بدی قرار داد.
he's in a cheerful mood today, unlike yesterday.
او امروز با نشاط است، برخلاف دیروز.
i try to stay in a positive mood, even when stressed.
من سعی می کنم حتی در زمان استرس هم در حال و هوای مثبت بمانم.
the music matched her playful moods perfectly.
موسیقی به طور کامل با حال و هوای بازیگوشانه او مطابقت داشت.
seasonal changes can affect people's moods.
تغییرات فصلی می تواند بر حال و هوای مردم تأثیر بگذارد.
he has a tendency to swing between moods.
او تمایلی به نوسان بین حالات دارد.
she's in a reflective mood after the long trip.
او بعد از سفر طولانی در حال و هوای تأملی است.
the baby's moods were unpredictable and challenging.
حال و هوای نوزاد غیرقابل پیش بینی و چالش برانگیز بود.
understanding someone's moods can improve communication.
درک حال و هوای کسی می تواند ارتباطات را بهبود بخشد.
the artist's paintings reflected his various moods.
نقاشی های هنرمند حال و هوای مختلف او را منعکس می کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید