hunker

[ایالات متحده]/ˈhʌŋkə(r)/
[بریتانیا]/ˈhʌŋkər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. نشستن به حالت نشسته; نشستن در وضعیت خمیده
n. شخصی که در برابر تغییر مقاوم است; کسی که به روش‌های سنتی پایبند است
Word Forms
جمعhunkers
قسمت سوم فعلhunkered
شکل سوم شخص مفردhunkers
صفت یا فعل حال استمراریhunkering
زمان گذشتهhunkered

عبارات و ترکیب‌ها

hunker down

پناه گرفتن

hunker in

پناه گرفتن

hunker up

پناه گرفتن

hunker on

پناه گرفتن

hunker low

پناه گرفتن

hunker over

پناه گرفتن

hunker close

پناه گرفتن

hunker around

پناه گرفتن

hunker beside

پناه گرفتن

جملات نمونه

hunkered down to avoid the icy wind.

برای جلوگیری از وزش باد یخی، در حالت خمیده نشست.

he hunkered down beside her.

او کنارش در حالت خمیده نشست.

students hunkered down to prepare for the examinations.

دانشجویان برای آمادگی برای امتحانات در حالت خمیده نشستند.

Some colliers squatted upon their hunkers against the wall.

چند کارگر در کنار دیوار نشسته بودند.

Red hunkers down and joins him.Nothing is said for the longest time.

رد در حالت خمیده نشست و به او پیوست. برای مدت طولانی‌تری هیچ چیز گفته نشد.

The little boy took out his favourite red sports car, and was delighted when Tom went down on his hunkers and admired the toy.

پسر کوچولو ماشین مسابقه‌ای قرمز مورد علاقه‌اش را بیرون آورد و از اینکه تام روی زانوهایش نشست و اسباب‌بازی را تحسین کرد، خوشحال شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید