hunkering

[ایالات متحده]/ˈhʌŋkərɪŋ/
[بریتانیا]/ˈhʌŋkərɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شکل حال استمراری hunker، به معنای نشستن یا چمباتمه زدن

عبارات و ترکیب‌ها

hunkering down

کم شدن و پنهان شدن

hunkering in

پنهان شدن در داخل

hunkering over

خم شدن بر روی

hunkering close

نزدیک شدن و پنهان شدن

hunkering together

با هم پنهان شدن

hunkering down low

به صورت پایین و پنهان نشستن

hunkering for cover

برای محافظت پنهان شدن

hunkering against

در برابر پنهان شدن

hunkering in place

در جای خود پنهان شدن

hunkering down tight

به صورت محکم و پنهان نشستن

جملات نمونه

he was hunkering down in his office to finish the report.

او در حال پناه گرفتن در دفترش بود تا گزارش را تمام کند.

during the storm, we were hunkering down at home.

در طول طوفان، ما در خانه پناه گرفته بودیم.

they are hunkering down for the winter in their cabin.

آنها برای زمستان در کلبه خود پناه گرفته‌اند.

the team is hunkering down to prepare for the big game.

تیم در حال آماده شدن برای بازی بزرگ است.

she spent the weekend hunkering down with a good book.

او آخر هفته را با یک کتاب خوب گذراند.

we are hunkering down to save money for a vacation.

ما در حال صرفه‌جویی در پول برای یک تعطیلات هستیم.

he was hunkering down in the corner, trying to stay warm.

او در گوشه پناه گرفته بود و سعی می کرد گرم بماند.

the children were hunkering down to watch their favorite movie.

بچه ها در حال تماشای فیلم مورد علاقه خود بودند.

she is hunkering down to study for her final exams.

او در حال مطالعه برای امتحانات نهایی خود است.

after the layoffs, the company is hunkering down to stabilize.

پس از تعدیل نیروها، شرکت در حال تلاش برای تثبیت است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید