hunkering down
کم شدن و پنهان شدن
hunkering in
پنهان شدن در داخل
hunkering over
خم شدن بر روی
hunkering close
نزدیک شدن و پنهان شدن
hunkering together
با هم پنهان شدن
hunkering down low
به صورت پایین و پنهان نشستن
hunkering for cover
برای محافظت پنهان شدن
hunkering against
در برابر پنهان شدن
hunkering in place
در جای خود پنهان شدن
hunkering down tight
به صورت محکم و پنهان نشستن
he was hunkering down in his office to finish the report.
او در حال پناه گرفتن در دفترش بود تا گزارش را تمام کند.
during the storm, we were hunkering down at home.
در طول طوفان، ما در خانه پناه گرفته بودیم.
they are hunkering down for the winter in their cabin.
آنها برای زمستان در کلبه خود پناه گرفتهاند.
the team is hunkering down to prepare for the big game.
تیم در حال آماده شدن برای بازی بزرگ است.
she spent the weekend hunkering down with a good book.
او آخر هفته را با یک کتاب خوب گذراند.
we are hunkering down to save money for a vacation.
ما در حال صرفهجویی در پول برای یک تعطیلات هستیم.
he was hunkering down in the corner, trying to stay warm.
او در گوشه پناه گرفته بود و سعی می کرد گرم بماند.
the children were hunkering down to watch their favorite movie.
بچه ها در حال تماشای فیلم مورد علاقه خود بودند.
she is hunkering down to study for her final exams.
او در حال مطالعه برای امتحانات نهایی خود است.
after the layoffs, the company is hunkering down to stabilize.
پس از تعدیل نیروها، شرکت در حال تلاش برای تثبیت است.
hunkering down
کم شدن و پنهان شدن
hunkering in
پنهان شدن در داخل
hunkering over
خم شدن بر روی
hunkering close
نزدیک شدن و پنهان شدن
hunkering together
با هم پنهان شدن
hunkering down low
به صورت پایین و پنهان نشستن
hunkering for cover
برای محافظت پنهان شدن
hunkering against
در برابر پنهان شدن
hunkering in place
در جای خود پنهان شدن
hunkering down tight
به صورت محکم و پنهان نشستن
he was hunkering down in his office to finish the report.
او در حال پناه گرفتن در دفترش بود تا گزارش را تمام کند.
during the storm, we were hunkering down at home.
در طول طوفان، ما در خانه پناه گرفته بودیم.
they are hunkering down for the winter in their cabin.
آنها برای زمستان در کلبه خود پناه گرفتهاند.
the team is hunkering down to prepare for the big game.
تیم در حال آماده شدن برای بازی بزرگ است.
she spent the weekend hunkering down with a good book.
او آخر هفته را با یک کتاب خوب گذراند.
we are hunkering down to save money for a vacation.
ما در حال صرفهجویی در پول برای یک تعطیلات هستیم.
he was hunkering down in the corner, trying to stay warm.
او در گوشه پناه گرفته بود و سعی می کرد گرم بماند.
the children were hunkering down to watch their favorite movie.
بچه ها در حال تماشای فیلم مورد علاقه خود بودند.
she is hunkering down to study for her final exams.
او در حال مطالعه برای امتحانات نهایی خود است.
after the layoffs, the company is hunkering down to stabilize.
پس از تعدیل نیروها، شرکت در حال تلاش برای تثبیت است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید