hunts

[ایالات متحده]/hʌnts/
[بریتانیا]/hʌnts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکل جمع شکار، اشاره به عمل تعقیب یا گرفتن حیوانات

عبارات و ترکیب‌ها

fox hunts

شکار روباه

deer hunts

شکار گوزن

bear hunts

شکار خرس

bird hunts

شکار پرنده

treasure hunts

شکار گنج

ghost hunts

شکار ارواح

big game hunts

شکار بازی بزرگ

sport hunts

شکار ورزشی

night hunts

شکار شبانه

wildlife hunts

شکار حیات وحش

جملات نمونه

the dog hunts for its owner in the park.

سگ به دنبال صاحب خود در پارک می‌گردد.

she hunts for the best deals when shopping.

او بهترین معاملات را در هنگام خرید جستجو می‌کند.

he hunts every weekend during the season.

او آخر هفته‌ها در طول فصل شکار می‌کند.

the group hunts together to improve their skills.

گروه برای بهبود مهارت‌های خود با هم شکار می‌کنند.

they hunts for treasure on the beach.

آنها به دنبال گنج در ساحل می‌گردند.

the team hunts for new talent to join the company.

تیم به دنبال استعدادهای جدید برای پیوستن به شرکت می‌گردد.

he hunts for the truth behind the mystery.

او به دنبال حقیقت پشت پرده معمای است.

the child hunts for easter eggs in the yard.

کودک به دنبال تخم‌های ایستر در حیاط می‌گردد.

she hunts for inspiration in nature.

او به دنبال الهام در طبیعت می‌گردد.

the predator hunts its prey silently.

شکارچی طعمه خود را به طور خاموشانه شکار می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید