hurdling

[ایالات متحده]/ˈhɜːdlɪŋ/
[بریتانیا]/ˈhɜrdlɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مسابقه‌ای که در آن رقبا بر روی مجموعه‌ای از موانع می‌پرند
Word Forms
جمعhurdlings

عبارات و ترکیب‌ها

hurdling events

مسابقات پرش با مانع

hurdling techniques

تکنیک‌های پرش با مانع

hurdling practice

تمرین پرش با مانع

hurdling competition

مسابقه پرش با مانع

hurdling training

آمادگی جسمانی پرش با مانع

hurdling drills

تمرینات پرش با مانع

hurdling skills

مهارت‌های پرش با مانع

hurdling champion

قهرمان پرش با مانع

hurdling hurdles

مانع‌های پرش با مانع

hurdling athletes

ورزشکاران پرش با مانع

جملات نمونه

she is great at hurdling over obstacles.

او در عبور از موانع بسیار خوب است.

hurdling requires both speed and agility.

پرش سد به هر دو سرعت و چابکی نیاز دارد.

the athlete broke the record in hurdling.

ورزشکار رکورد پرش سد را شکست.

he practiced hurdling every day to improve.

او هر روز برای بهبود عملکرد پرش سد تمرین می‌کرد.

hurdling is a popular event in track and field.

پرش سد یک رویداد محبوب در دو و میدانی است.

she fell while hurdling during the competition.

او در حین رقابت هنگام پرش سد افتاد.

hurdling techniques can be learned through practice.

تکنیک‌های پرش سد را می‌توان از طریق تمرین یاد گرفت.

he enjoys watching hurdling races on tv.

او از تماشای مسابقات پرش سد در تلویزیون لذت می‌برد.

hurdling helps improve coordination and balance.

پرش سد به بهبود هماهنگی و تعادل کمک می‌کند.

she is training for the upcoming hurdling championship.

او برای مسابقات قهرمانی پرش سد آینده در حال تمرین است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید