intended

[ایالات متحده]/ɪn'tendɪd/
[بریتانیا]/ɪn'tɛndɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. برنامه‌ریزی شده یا منظور شده; عمدی
n. کسی که نامزد شده است
v. برنامه‌ریزی یا آماده‌سازی کردن; در ذهن داشتن
Word Forms
زمان گذشتهintended
قسمت سوم فعلintended

عبارات و ترکیب‌ها

intended for

برای

intended recipient

گیرنده مورد نظر

intended use

کارکرد مورد نظر

intended purpose

هدف مورد نظر

intended target

هدف مورد نظر

جملات نمونه

the intended victim escaped.

قربانی مورد نظر فرار کرد.

a speech that was intended to insult.

سخنرانی که قرار بود توهین آمیز باشد.

they overshot their intended destination.

آنها از مقصد مورد نظر خود گذشتند.

The book is intended for beginners.

این کتاب برای مبتدیان طراحی شده است.

Is that what you intended?

آیا این همان چیزی بود که قصد داشتید؟

I intended to write to you.

قصد داشتم به شما بنویسم.

I intended the gift for you.

قصد داشتم این هدیه را به شما بدهم.

an action intended to aggrandize the Frankish dynasty.

عملی که برای بزرگتر کردن سلسله فرنگ طراحی شده بود.

business agreements are intended to be legally binding.

قراردادهای تجاری قرار است از نظر قانونی الزام آور باشند.

a series of questions intended as a checklist.

مجموعه ای از سوالات که به عنوان چک لیست در نظر گرفته شده است.

no offence was intended, I assure you.

قصد توهین وجود نداشت، اطمینان می دهم.

pigs intended for human consumption.

خوک هایی که برای مصرف انسان در نظر گرفته شده اند.

this benefit is intended for people incapable of work.

این مزایا برای افرادی که قادر به انجام کار نیستند در نظر گرفته شده است.

he intended to nobble Rose's money.

او قصد داشت پول رز را خراب کند.

an intended trip abroad next month.

یک سفر برنامه‌ریزی شده به خارج از کشور ماه آینده.

these guidelines are not intended to be prescriptive.

این دستورالعمل‌ها برای تجویز در نظر گرفته نشده‌اند.

the money was intended to prime the community care pump.

پول برای تقویت پمپ مراقبت های اجتماعی در نظر گرفته شده بود.

نمونه‌های واقعی

It's a clear departure from the intended plan toward the intended goal.

این یک انحراف آشکار از طرح اولیه به سمت هدف مورد نظر است.

منبع: Past English Level 4 Reading Exam Papers

Which means... and again, no insult intended... but you're a fraud...

یعنی... و باز هم، قصد توهین وجود نداشت... اما شما یک فریبکار هستید...

منبع: The Big Bang Theory Season 7

The blows, he said, were not intended.

او گفت ضربات مقصود نبودند.

منبع: The Guardian (Article Version)

The Wanderer is not intended for this physical plane.

گردشگر برای این جهان فیزیکی در نظر گرفته نشده است.

منبع: Lost Girl Season 4

But the rangers themselves were never intended to battle invading armies.

اما خود نگهبانان هرگز برای مبارزه با ارتش‌های مهاجم در نظر گرفته نشده بودند.

منبع: National Geographic Anthology

What is interesting is that Hogarth never intended these paintings to be sold.

نکته جالب این است که هوگارت هرگز قصد نداشت این نقاشی‌ها به فروش برسند.

منبع: Secrets of Masterpieces

My voice was sharper than I'd intended.

صدایم از آنچه قصد داشتم، تندتر بود.

منبع: Twilight: Eclipse

After all, Lake Karachay was never intended to be a permanent storage site.

در نهایت، دریاچه کاراچای هرگز به عنوان یک محل ذخیره‌سازی دائمی در نظر گرفته نشده بود.

منبع: Scishow Selected Series

She showed him the satin suit that had been intended for her nephew.

او آن لباس ساتن را که برای خواهرزاده‌اش در نظر گرفته شده بود به او نشان داد.

منبع: American Elementary School English 5

I-I never intended to harm you, I swear.

من... هرگز قصد آسیب رساندن به شما را نداشتم، قسم می‌خورم.

منبع: Rick and Morty Season 2 (Bilingual)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید